چوپان

#شب است و مَردمِ چشم‌اَم
زِ #خواب خالی‌تر
#بهانه میگیرد #نگاه مانده به در
#کلافه می‌شِمُرَم
صدای بَع‌بَع را
تمام می نَشَوَد گله‌ی بی‌مادر
بخواب #چوپان تا
#دروغ تازه‌تری
حواله‌اَت نکنند زِ گرگها بدتر
#مهدی_تاجیک
#شعر #شاعر #شاعرانه
دیدگاه ها (۰)

پدرم نیست ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

#شاعرانه🏝 🏝 🏝 🏝 🏝 🏝 نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله راتمام دلهر...

بررسی شعر «رفتگان» از (تس)احضار غایبانبخش نخستــــــــــــــ...

حمدالله لطفی شاعر ایوانغربی

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟و من صدای یواشی در اضطراب ِم...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ باور ✿ باور نمی کند دل من...

رویا انصاری شاعر لارستانی

کوروش همه خانی شاعر کرمانشاهی

می دانی عزیز حرف ها را یا باید زد یا خورداما من هیچ گاه معنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط