{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شاعرانه

#شاعرانه

🏝 🏝 🏝 🏝 🏝 🏝

نگاه کودکی‌ات دیده بود قافله را
تمام دلهره‌ها را، تمام فاصله را

هزار بار بمیرم برات، می‌خواهم
دوباره زنده کنم خاطرات قافله را

تو انتهای غمی، از کجا شروع کنم
خودت بگو، بنویسم کدام مرحله را؟

چقدر خاطره‌ی تلخ مانده در ذهنت،
ز نیزه‌دار که سر برده بود حوصله را

چه کودکی بزرگی است این که دستانت
گرفته بود به بازی گلوی سلسله را

میان سلسله مردانه در مسیر خطر
گذاشتی به دل درد، داغ یک گِله را

چقدر گریه نکردید با سه ساله، چقدر
به روی خویش نیاورده‌اید آبله را

دلیل قافله می‌برد پا به پای خودش
نگاه تشنه‌ی آن کاروان یک دله را

هنوز یک به یک، آری به یاد می‌آری
تمام زخم زبان‌های شهر هلهله را

مرا ببخش که مجبور می‌شوم در شعر
بیاورم کلماتی شبیه حرمله را

بگو صبور بلا در منا چه حالی داشت
که در تلاطم خون دید قلب قافله را؟


▪ ️شهادت #امام_باقر علیه السلام تسلیت باد
▪ ️سروده سید حمیدرضا #برقعی
◾ ️◾ ️◾ ️◾ ️◾ ️◾ ️◾ ️◾ ️◾ ️◾ ️

🏝 🏝 🏝 🏝 🏝 🏝

@bashohada
دیدگاه ها (۳)

نگاه کودکی ات دیده بود قافله راتمام دلهره ها را، تمام فاصله ...

امام محمدباقر

#شعر_معاصر 🍂نگاه کودکی‌ ات دیده بود قافله راتمام دلهره‌ ها ر...

این طرف سنگ سوی قافله می اندازندآن طرف سکه سوی حرمله می اند...

#حضرت_سیدالشهدا_علیه_السلام بگو که مرثـیه ی شهر شام را چه کن...

🏴🏴🏴🏴🏴تنت از درد و الم کاسته شدتا که دین قامتش آراسته شدای ز ...

⭕️ عشق غرور ⭕️قسمت هشتموقتی برای اولین بار وارد آلمان شدم ...

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ع...

امشب دلم به تاب و سرم گرم از تب است امشب که از نسیم حضوری ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط