{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین


بورس گرفت ، رفت آمریکا .
بعد از مدت کمی شروع کرد به کارهای سیاسی مذهبی .
خبر کارهایش به ایران می رسید .
از ساواک پدر را خواستند و بهش گفتند :
" ما ترمی چهار صد دلار به پسرت پول نمی دهیم که برود علیه ما مبارزه کند . "
پدر گفت :
" مصطفی عاقل و رشیده ، من نمیتوانم در زندگیش دخالت کنم . "
بورسیه اش را قطع کردند ، فکر میکردند نمی تواند درس بخواند ، بر می گردد ، اما مصطفی با کارهای پژوهشی که در دانشگاه انجام می داد خرجیش را تامین کرد
شهید دکتر مصطفی چمران

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات

http://line.me/ti/p/%40yck0500m
التماس دعا
دیدگاه ها (۷)

قصه یازدهم: محمد بن ابیبکر

بورس گرفت ، رفت آمریکا . بعد از مدت کمی شروع کرد به کارهای س...

بورس گرفت ، رفت آمریکا . بعد از مدت کمی شروع کرد به کارهای س...

🕊۳۱خرداد ماه سالروز شهادت شهید مصطفی چمران گرامی باد.🔖خاطره ...

بسم رب الشهدا و الصدیقینشهید دکتر مصطفی چمران می گفت :توی کو...

بسم رب الشهدا و الصدیقینکار هر شبش بود. با اینکه از صبح تا ش...

مدير دبستان با خودش فکر کرد و به اين نتيجه رسيد که حيف است م...

بسم رب الشهدا و الصدیقین آخــــــرین باری که می رفت جــــــب...

شنیدید حضرت آقا فرمودند مبادا جای شهید و جلاد رو عوض کنن؟ ام...

بسم رب الشهدا و الصدیقین***********************نمی‌گذاشت‌ سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط