#تحلیل_نامه_ها_و_خطبه_های_امام_حسین_قسمت_هفتم_پاسخنامه_به

#تحلیل_نامه_ها_و_خطبه_های_امام_حسین_قسمت_هفتم_پاسخنامه_به_معاویه



🔶 عبد اللّه این سخن را برای خوش آمد معاویه گفت. یزید به معاویه گفت👇 👇

اکنون نظر من چطور است❓

👈 معاویه خندید و به عبد اللّه گفت: یزید هم همین عقیده تو را دارد❗ ️

🔶 عبد اللّه گفت 👈 عقیده یزید صحیح است.

معاویه گفت 👈 نظر هر دوی شما خطا است❗ ️

👈 به نظر شما اگر من بخواهم عیوب علی را بگویم، مثلا چه میتوانم بگویم❓

👈 شخصی مثل من نباید عیبی را بگوید که در وجود کسی نباشد 👈 یا اینکه نداند چه عیبی در وجود او است

🔶 اگر من عیب شخصی را بگویم که مردم آن را نمی دانند، باکی برای صاحب آن نخواهد بود❗ ️


👈 و مردم به آن عیب اهمیتی نمی دهند، بلکه آن را تکذیب میکنند

🔶 من چگونه عیب حسین را بگویم، در صورتی که به خدا قسم عیبی در وجود او نیست🔸

🔶 نظر من این بود که نامه ‏ای به حسین بنویسم و او را تهدید کنم❗ ️

👈 سپس نظر خود را عوض کرده و تصمیم گرفتم که با وی لجاجت نکنم ☑ ️



دوستان بزرگوار این یکی از نامه ها و مراسلات بین معاویه و اباعبدالله الحسین بود که به نظر شما رساندم 🍃

ان شاء الله در جلسه ی بعد به این بحث ادامه خواهم داد 🍃


با ذکر دعا برای فرج مولا شما را به خدا می سپارم 🍃

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا
#محرم
دیدگاه ها (۲)

سلام امام زمانم ♥️ سلام رفیق مهربانما چقدر رسم رفاقت را رعای...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

🚩 به نظر شما، این گفتگو به مصاحبه بیشتر شباهت داره یا تخلیه ...

بسم الله الرحمن الرحیم وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا ف...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :در اسلام عزیز، ابتدای ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :عقل معاش :آدمی، در ای...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :امام به او اثبات نکردن...

کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟!(بخش اول)✍️...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط