{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه خفتند

همه خفتند
و منِ دلشده
را خواب نبرد

همه شب دیده ی
من برفلک استاره شمرد

خوابم
از دیده چنان رفت
که هرگز ناید
خواب من
زهر فراق تو بنوشید
و بمرد

مولانا
دیدگاه ها (۳۳)

دوست به کین است و آسمان به کمینم خستـه دل از دست آسمان و زمی...

جنایت

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

عاشقانه های شبنم

پارت ۶

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

پارت ۳۰ ساعت نزدیک یازده شب بود که بالاخره از خونه‌ی مادربزر...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط