ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی

ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است

از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
دیدگاه ها (۰)

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

شعر حافظ

ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون استببین که در طلبت حالِ مَر...

دل به امید وصل تو باد به دست می‌رودجان ز شراب شوق تو باده‌پر...

جانم ز مهرت ای بت نامهربان برفت

ای لب میگون تو هم شکر و هم شرابوی دل پر خون من هم نمک و هم ک...

⁣چیست آن در لب شیرین تو ؟ ای ساقیبستان جانم و آنم بچشان ای س...

ترا با غیر می بینم٬ صدایم در نمی آیددلم می سوزد و کاری ز دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط