{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای، باران باران

وای، باران باران

شیشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟!


آسمان سربی رنگ،

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور،

وای، باران، باران

پَرِ مرغان نگاهم را شست
دیدگاه ها (۵)

ﻧﻘــﺎﺵ ﺑـﺎﺷـﯽ!ﭼـﻘــﺪﺭ ﻣﯽ ﮔﯿـﺮﯼﺑﯿﺎﯾﯽ ﻭ ﺧﺎﻧﻪﯼﺳﯿﺎﻩ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺭﻧـﮓ ...

دردا دلم گرفته از روزگار امشبدیگر نمانده در دل صبر و قرار ام...

با غمِ تنهایی ام دیگر مدارا کرده امبا خودم یک خلوتِ جانانه ب...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

☀️ همچون آفتابِ بی‌دریغِ بامداد#تو بیاآسمانِ تنهای نگاهِم را...

عاشقانه های شبنم

یاد گمشده یی

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚آسمان درتب و تاب غزل بار...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط