𝖕𝖆𝖗𝖙24

𝖕𝖆𝖗𝖙24




مراسم تبعید در حیاط اصلی قصر برگزار شد. زیر آفتاب تند ظهر، جیمین را با دست‌های بسته آوردند. سوهو روی سکوی سنگی ایستاده بود. مارال پشت شیشه‌های پنجره‌ی طبقه دوم، تماشا می‌کرد.

سوهو طوماری را باز کرد و با صدای بلند خواند: «پارک جیمین، به جرم دزدی از خزانه‌ی سلطنتی، به تبعید ابدی از سرزمین سلستیا محکوم می‌شه. از این لحظه، حق بازگشت نداره.»

جیمین سرش را بالا گرفت. نگاهش به سوهو بود، اما انگار از میان او رد می‌شد. «یه روز برمی‌گردم، برادر.» صدایش آرام بود، اما حیاط آنقدر ساکت بود که همه شنیدند.

سوهو لبخند زد. «اون روز رو ببینیم.»

سربازها جیمین را به سمت دروازه‌های اصلی بردند. مارال از پله‌ها پایین دوید. از راهروی خدمتکارها بیرون زد. درست قبل از دروازه، خودش را به جیمین رساند. سربازها ایستادند. مارال دستش را دراز کرد. جیمین دستش را گرفت. در دستش، پارچه‌ای کوچک بود. شیشه‌ی اصلی داخلش پیچیده بود.

جیمین پارچه را در آستینش پنهان کرد. «مراقب خودت باش.» زمزمه کرد.

«زود برگرد.»

جیمین لبخند زد. «قول می‌دم.»

و از دروازه بیرون رفت. مارال به میله‌های آهنی چنگ زد. تا وقتی که سوار اسب شد و در گرد و غبار جاده محو شد، همان‌جا ایستاد.

---

بعدازظهر، سوهو در اتاق مارال منتظرش بود. یک جعبه‌ی مخملی روی میز بود. مارال وارد شد. سوهو جعبه را باز کرد. یک انگشتر طلا با نگین یاقوت سرخ.

«برای نامزدی.» گفت. انگشتر را برداشت. دست مارال را گرفت. انگشتر را در انگشتش کرد. «حالا رسمی شد.»

مارال به انگشتش نگاه کرد. سنگین بود. سوهو دستش را بالا آورد. بوسه‌ای روی انگشتش گذاشت. «عروسی رو برای آخر هفته تعیین کردم. همه‌ی اشراف دعوتن.»

مارال سرش را پایین انداخت. «باشه.»

سوهو خم شد. پیشانی‌اش را به پیشانی مارال چسباند. «می‌دونم که الان ازم متنفری. ولی من صبر می‌کنم. من همیشه صبر می‌کنم.»

و از اتاق بیرون رفت. مارال به انگشتر نگاه کرد. یاقوت سرخ. رنگ خون. نفس عمیقی کشید. آخر هفته. فقط چند روز وقت دارم.



💛👑

وای بچه ها دارم میمیرم هر روز امتحان داریم امتحان میان ترم شروع شدههههه😭😭😭😭

شرط
لایک ۱۰
کامنت ۲۰
بازنشر ۵
دیدگاه ها (۶)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

{محکوم به لمس } part۱۰ 杂交种دوتا انگشتر نمادین در جعبه را ب...

پارت سه

P¹¹صبح، جیمین جلوی آینه ایستاده بود و موهاش رو مرتب می‌کرد.ی...

🌻سوخت نگاری تکنیکال روش جدید و تغییر یافته ی هویه کاری سابق ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

.....پارت چهارم.....

پارت آخر

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

پارت ۵۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط