پارت نهم
لیوای.خودت که دیگه میتونی راه بری🤨بالاخره چاقو که نخوردی
اریان.تو خیلی بداخلاق،بی احساس و بی حوصله ای😑
لیوای.همرو هستم جز اخری...من اگه بی حوصله بودم که نمی ایستادم که تو بلند شی با من بیای تا کارامو انجام بدم..کی حوصله داره یه دختر مسدوم،غر غرو،بی عصاب،زبون درازو تحمل کنه...باید تازه متشکر هم باشی😌
اریان.تو خیلی مغرور و از خود مچکری😑
بعدشم اریان تنه میزنه به لیوای و از دادگاه میزنه بیرون...
لیوای.یه دیقه هم بدون من دووم نمیاری...بیا عذرخواهی کن
اریان.الان من باید اینو بگم نه تو...😑
لیوای.خب بگو دیگه دیرمه
اریان.تو خیلی بداخلاق،بی احساس و بی حوصله ای😑
لیوای.همرو هستم جز اخری...من اگه بی حوصله بودم که نمی ایستادم که تو بلند شی با من بیای تا کارامو انجام بدم..کی حوصله داره یه دختر مسدوم،غر غرو،بی عصاب،زبون درازو تحمل کنه...باید تازه متشکر هم باشی😌
اریان.تو خیلی مغرور و از خود مچکری😑
بعدشم اریان تنه میزنه به لیوای و از دادگاه میزنه بیرون...
لیوای.یه دیقه هم بدون من دووم نمیاری...بیا عذرخواهی کن
اریان.الان من باید اینو بگم نه تو...😑
لیوای.خب بگو دیگه دیرمه
- ۱.۹k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط