{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی

گاهی
هیچ صبحی
به تکرار واژه های لبخند
به نگاه تو
حادثه نمی شود
تو را میان هزار واژه ی تنهایی
شعر می کنم
ردیف به ردیف
در تکرار موسیقیای دل
لبخند را
به ترانه ای موزون می نوازم
این شعر
تو را به عطر واژه های صبح
دچار می کند


#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉♡
#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★
دیدگاه ها (۰)

سهراب سپهری

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۲: صندلی کنار پنج...

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

سلااااام ها مهربونا صبح بخیر ☀️ گاهی لازم نیست برای زیباتر ش...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی‌مان کم نمی‌کنند؛انگار تم...

موسیقی

عشق، آوارگیِ شیرینی است که آدم را از بندِ هر چه “خانه” و “تع...

قالی، تنها یک #فرش نیست؛ حکایتِ #صبر، هنر و رقصِ رنگ‌ها بر ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط