{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
اي بس غم و شادي که پس پرده نهان است/
گر مرد رهي غم مخور از دوري و ديري
داني که رسيدن هنر گام زمان است
از روي تو دل کندنم آموخت زمانه
اين ديده از آن روست که خونابه فشان است/
دردا و دريغا که در اين بازي خونين
بازيچه ايام دل آدميان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند
يارب چه قدر فاصله دست و زبان است
خون مي چکد از ديده در اين کنج صبوري
اين صبر که من مي کنم افشردن جان است
دیدگاه ها (۶)

از‌روی‌تو‌دل‌کندنم‌‌آموخت زمانه! این‌دیده‌از‌آن‌روست که‌خونا...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه‌...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روست که خونابه ...

از روی تو دل کندنم آموخت زمانهاین دیده از آن روزکه خونابه فش...

امروزنه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده ...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط