{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
دیدگاه ها (۶)

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها ...

قرن ما روزگار مرگ انسانیت استسینه دنیا ز خوبیها تهی استصحبت ...

افسوس زندگی جز غم ثمر نداشتوین روزهای عمر کم پیچ و خم نداشتد...

یک با یک برابر است ؟معلم پای تخته نوشت یک با یک برابر است......

Between Sleep and Breath

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت سالها هست که از...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفتسالها هست که از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط