{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده ی من رفتی و لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز


دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است


زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست



در خیالم اما

همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز


در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز


آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
دیدگاه ها (۱)

صدایت می کنم امشب مرا از عمق دل بنگرجوابم ده تو نجوا کن شود ...

ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺩﻟﻢ ، ... ﺑﺎﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﻡﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﯼ ، .....

من سکوتم تو ترانهمن یه فانوس تو زبانهمن نگاه مات و گنگمتو نگ...

من آمده ام تا به ابد مال تو باشمپرواز کنی، پر بزنم، بال تو ب...

نمیبخشمت p.13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط