{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتیست تا میخواهم از تو بنویسم ، کم می آورم

مدتیست تا میخواهم از تو بنویسم ، کم می آورم

چه بنویسم در وصف تو ، هر چه بگویم ، باز هم باید بگویم

هر چه از عشقت بنویسم ، باز هم باید اشک بریزم

اشک بریزم به شوق بودنت ، به شوق اینکه آنچه مینویسم را برایت خواهم خواند

و تو را به رویاها خواهم برد ، تو را با احساسم همصدا خواهم کرد

تو را با نوای عاشقانه ی دلم آشنا خواهم کرد

تکراریست... همه این جملات تکراریست

میدانم تکرارش هم برایت دلنشین است
دیدگاه ها (۹)

پدر کیپاپ تولدت مبارک...نمیدانم با این زبان ناتوان چه برایت ...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

پروانه جان

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط