{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمـدی آرامـش جـانم شدی

آمـدی آرامـش جـانم شدی

قبله گاه عشق و ایمانم شدی

آمـدی تنهــا دلیل شادی و

خنده های ریز پنهانم شدی

آمدی وقتی که زخمی بودم و

مـرهم و دارو و درمـانم شدی
دیدگاه ها (۱)

وقتی لب تو خنده زد

افتاده در چشم تو صاف

باشد روزی که تو رو در جهان دگر میبینممنتظرت خواهم بود تا بار...

در تاریخ هر ملتی، روزهایی هست که پایداری، تنها راه نجات است....

امروز یه روز عادی نیست.

Anything

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط