بنام خدا
بنام خدا
حر
--؛--
شاعر:مسعودمهربان
--؛--
مقتدای من حسین بن علیست
خانه ی دل خانه ی آل نبیست
دل حریم حس ذات باریست
حس حق جویی درونش جایست
دل محبت راتجسم میکند
باعلی شبهاتکلم می کند
خانه ی دل مسجدآدینه است
چون حرم دیوارش ازآیینه است
مسجددل خانقاه عارفان
بهترین خلوت سرای عاشقان
دل به یادحق معطرمی شود
دیده از احساس دل ترمی شود
آتش دل گرمی احساس عشق
لحظه ی طوفانی و حساس عشق
دل سرای پاک حس غیرت است
بهترین مفهوم درک غربت است
دل فقط درجستجوی آشناست
دربدردنبال یارباوفاست
دل غریب خانه ی خاکی تن
بی کس وتنها وآواره وطن
حق دم خلقت به روی دل نوشت
طایرافلاکی باغ بهشت
عشق حیدردرازل تقسیم شد
ذره ای ازآن به دل تسلیم شد
دل زعشق مرتضایی بو گرفت
باعلی وخاندانش خوگرفت
دل درون تبره گل منزل نمود
الفتی باغصه هاحاصل نمود
وای از آن روزی که دل شیداشود
وای اگرکه قطره ای دریاشود
هرکسی کودورماندازاصل خویش
بازجوید روزگاروصل خویش
دل که ازعشق علی پرمی شود
سلسله جنبان آن حر می شود
حر ویعنی آخرین پروازدل
انتخابی بین عشق و ناز دل
حرسرانجام وکمال عاشقیست
درک احساس غریبی علیست
حرنگاه دردمندزینب است
التهاب زینب جان برلب است
گرچه قربانی صدهاناله بود
هفت شهرعشق راطی می نمود
شهراول دیدن سیمای یار
چهره ی خورشیدی وزیبای یار
گرچه سد راه فرزند علیست
این نخستین لحظه ی دلدادگیست
راه خودرابسته است نی راه یار
عاقبت صیادشدصیدشکار
شهردوم حر کمی بیمارشد
نیمی ازدل آشیان یارشد
یارمه سیما نمک گیرش نمود
تشنه لب حربودوسیرابش نمود
این نمک گیری دلش بیدارکرد
درنمازش اقتدابریارکرد
شهرسوم جستجوآغازشد
حردگرآماده ی پروازشد
عاقبت دل اصل خودپیدانمود
یارزیبارو دل حرراربود
شهرچارم روبه سوی یارکرد
یک نگاهی جانب دلدارکرد
دست خودبرسرنهادپیش رفت
سمت کوی دلربای خویش رفت
شهرپنجم منزل آگاهیست
وقت حساس ترحم خواهیست
حرزبان ازمعذرت خواهی گشود
لب به توبه پیش دلبروانمود
باسپاهم راه توسدکرده ام
قلب طفلان تو رالرزانده ام
اشک داغ کودکانت ریختم
قلب زینب خواهرت راسوختم
داغ خشکی برلب طفلان نشست
قلب زهراازجفای من شکست
گریه های اصغرت رادیده ام
اشکهای زینبت رادیده ام
دردتنهایی توحس کرده ام
روی کف بهرتوجان آورده ام
شهرشیشم امتحان عاشقیست
منزل اثبات این دلدادگیست
جان شیرین درکف اخلاص داد
پابه میدان بهرجنگیدن نهاد
نیزه باران زخمی ازشمشیرشد
پیکرش غرقابه خون ازتیرشد
شهرهفتم آرزوی عاشق است
آن که عشق مرتضی رالایق است
حردگرفارغ زمن غرق ولیست
سربه دامان حسین بن علیست
ددل فقط درجستجوی شیعه گیست
آخرجویندگی یابندگیست
دل اگرجوینده شدحرمیشود
جام خالی عافبت پرمی شود
---؛---
التماس دعا
حر
--؛--
شاعر:مسعودمهربان
--؛--
مقتدای من حسین بن علیست
خانه ی دل خانه ی آل نبیست
دل حریم حس ذات باریست
حس حق جویی درونش جایست
دل محبت راتجسم میکند
باعلی شبهاتکلم می کند
خانه ی دل مسجدآدینه است
چون حرم دیوارش ازآیینه است
مسجددل خانقاه عارفان
بهترین خلوت سرای عاشقان
دل به یادحق معطرمی شود
دیده از احساس دل ترمی شود
آتش دل گرمی احساس عشق
لحظه ی طوفانی و حساس عشق
دل سرای پاک حس غیرت است
بهترین مفهوم درک غربت است
دل فقط درجستجوی آشناست
دربدردنبال یارباوفاست
دل غریب خانه ی خاکی تن
بی کس وتنها وآواره وطن
حق دم خلقت به روی دل نوشت
طایرافلاکی باغ بهشت
عشق حیدردرازل تقسیم شد
ذره ای ازآن به دل تسلیم شد
دل زعشق مرتضایی بو گرفت
باعلی وخاندانش خوگرفت
دل درون تبره گل منزل نمود
الفتی باغصه هاحاصل نمود
وای از آن روزی که دل شیداشود
وای اگرکه قطره ای دریاشود
هرکسی کودورماندازاصل خویش
بازجوید روزگاروصل خویش
دل که ازعشق علی پرمی شود
سلسله جنبان آن حر می شود
حر ویعنی آخرین پروازدل
انتخابی بین عشق و ناز دل
حرسرانجام وکمال عاشقیست
درک احساس غریبی علیست
حرنگاه دردمندزینب است
التهاب زینب جان برلب است
گرچه قربانی صدهاناله بود
هفت شهرعشق راطی می نمود
شهراول دیدن سیمای یار
چهره ی خورشیدی وزیبای یار
گرچه سد راه فرزند علیست
این نخستین لحظه ی دلدادگیست
راه خودرابسته است نی راه یار
عاقبت صیادشدصیدشکار
شهردوم حر کمی بیمارشد
نیمی ازدل آشیان یارشد
یارمه سیما نمک گیرش نمود
تشنه لب حربودوسیرابش نمود
این نمک گیری دلش بیدارکرد
درنمازش اقتدابریارکرد
شهرسوم جستجوآغازشد
حردگرآماده ی پروازشد
عاقبت دل اصل خودپیدانمود
یارزیبارو دل حرراربود
شهرچارم روبه سوی یارکرد
یک نگاهی جانب دلدارکرد
دست خودبرسرنهادپیش رفت
سمت کوی دلربای خویش رفت
شهرپنجم منزل آگاهیست
وقت حساس ترحم خواهیست
حرزبان ازمعذرت خواهی گشود
لب به توبه پیش دلبروانمود
باسپاهم راه توسدکرده ام
قلب طفلان تو رالرزانده ام
اشک داغ کودکانت ریختم
قلب زینب خواهرت راسوختم
داغ خشکی برلب طفلان نشست
قلب زهراازجفای من شکست
گریه های اصغرت رادیده ام
اشکهای زینبت رادیده ام
دردتنهایی توحس کرده ام
روی کف بهرتوجان آورده ام
شهرشیشم امتحان عاشقیست
منزل اثبات این دلدادگیست
جان شیرین درکف اخلاص داد
پابه میدان بهرجنگیدن نهاد
نیزه باران زخمی ازشمشیرشد
پیکرش غرقابه خون ازتیرشد
شهرهفتم آرزوی عاشق است
آن که عشق مرتضی رالایق است
حردگرفارغ زمن غرق ولیست
سربه دامان حسین بن علیست
ددل فقط درجستجوی شیعه گیست
آخرجویندگی یابندگیست
دل اگرجوینده شدحرمیشود
جام خالی عافبت پرمی شود
---؛---
التماس دعا
- ۳.۱k
- ۰۶ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط