از درگه این دل به تـو ای عشـق سـلام است

از درگه این دل به تـو ای عشـق سـلام است
گـوینــد که دلـدادگیـت جــرم و حـرام است

افســرده و دلگیـرم از ایـن چــرخ بــد اختـر
هـر جا که روم جـور و ستـم حـد تمام است

احساس قشنگی است به عـشق تو سـرودن
گویاشب شعراست وغزل،باده به جام است

هرجا که تو باشی همه ی عشق همانجاست
هـم صحبتـی تــو  صنـما عـیش مـدام است

از سـاقی و میخـانـه و سـاغر چـه نــویـسم
در چـشـم خمـار تو  همـی بـاده بـکام اسـت

در میکــده ی عــشـق اگـر سـجـده کـنـد یار
شـیرین تر از اندیشـه دیریـنه ی خام است

بحثی است میان دل و عقل در شب مستی
عاقل چـه کسی باشد و دیـوانـه کدام است

آن بــاده کــه از جـام لبـانـت بــه دل افـتـاد
آرامـش جان است ، ولی، دانـه ی دام اسـت

در خـــانـه ی مستــانـه قــدم رنجـه بفـرمــا
چـــون کلـبه ی مــا مـنزل یـاران بـنام است

آن زلــف پریشـی  کـه ز رخــسـاره گــرفـتی 
چون قرص قمـر در شب تار و لب بام است

گل کــرده  غـزل در شب شعـر و دل شـاعـر
در  وادی  دلـــدادگی  و غـرق کـــــلام است

ایـن حـال پـریشـانـم و دلخــون ز دو عـالـم
دلخوش به نگاه تو و یک حسن ختام است
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

از درگه این دل به تـو ای عشـق سـلام استگـوینــد که دلـدادگیـ...

از درگه این دل به تـو ای عشـق سـلام استگـوینــد که دلـدادگیـ...

عاشقانه های شبنم

نوشیدہ ام ز جام لبانت شراب عشقمن گشتہ ام خراب دل و دل خراب ...

...قرآن به سر و باده ی عشق تو به دستمامشب ز شرابِ نظرِ لطفِ ...

می زدهمی زده شب چو ز میکده باز آیمبر سر کوی تو من ز نیاز آیم...

نوشیدہ ام ز جام لبانت شراب عشقمن گشتہ ام خراب دل و دل خراب ...

دلگشا رویِ تو خوشتر ز گُل و ریحان استاز گِلْ اندامِ تو گُلْ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط