آن چه را با من نباید هی نبودت می کند

آن چه را با من نباید هی نبودت می کند
با پریشانی دلم شعر و سرودت می کند

روز مرگم ناله هایِ مادرِ غم دیده ام
آمدی شرمنده از طرز حضورت می کند

خاطراتِ آن جفاکاری که می کردی به من
آتشی بر هستی و سازِ وجودت می کند

جسم بی جانم به رویِ لاشه ی تابوت سرد
بغض و اندوهِ ندامت هم کبودت می کند

بعد مرگم لابه لایِ شعر هایِ شاعران
بیت شعر از شعر هایم میخکوبت می کند
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

آن چه را با من نباید هی نبودت می کندبا پریشانی دلم شعر و سرو...

آن چه را با من نباید هی نبودت می کندبا پریشانی دلم شعر و سرو...

آن چه را با من نباید هی نبودت می کندبا پریشانی دلم شعر و سرو...

آن چه را با من نباید هی نبودت می کندبا پریشانی دلم شعر و سرو...

شرمساری شرمساری شرمساری شرمسارمآنچنانی را که دیگر پیش دل روی...

سعید تاتینا

پروین اعتصامی افتخار استان مرکزی رخشنده اعتصامی مشهور به پر...

ناصح ادیب شاعر چمچمالی

چنار علی

عیسی اسدی شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط