رمان یادت باشد ۶۸

#رمان_یادت_باشد #پارت_شصت_و_هشت
برای من روزهای آخر سال که همه جا پر از تنگ های ماهی قرمز و سفره‌های هفت‌سین می‌شود بیش از حال و هوای سال تحویل یادآور خاطره های قشنگ سفرهای راهیان نور است. از دوم دبیرستان که برای اولین بار پایم به مناطق جنوب باز شد دوست داشتم هر سال شهدا من را دعوت کنند تا مهمانشان باشم شهدا از همان اولین سفر راهیان نور بدجور نمک گیرم کرده بودند. با این که در آن سفر من و دوستانم خیلی شلوغ کردیم اکثر برنامه‌های کاروان را می پیچاندیمو بیشتر در حال و هوای شوخی ها و شیطنت های خودمان بودیم ولی جاذبه ای که خاک شهید و این سفر داشت باعث می‌شد اواخر اسفند هر سال بیشتر از سال تحویل ذوق سفر راهیان نور را داشته باشم. به خاطر کنکور دو سال اردو جنوب نرفته بودم خیلی دوست داشتم امسال هر طور شده بروم همان لحظه‌ای که تاریخ اعزام کاروان دانشگاه به اردوی جنوب قطعی شد به حمید پیام دادن دوست داشتم با هم به عنوان خادم به اردو برویم جواب داد اجازه بده کارم را بررسی کنم آخر سال سخته مرخصی بگیرم. بعد از ظهر با مامان میایم خونتون...
#مدافع_حرم #شهید_سیاهکالی_مرادی #یادت_باشه
دیدگاه ها (۱)

سلاممممم

𝕴𝖓𝖙𝖗𝖔𝖉𝖚𝖈𝖎𝖓𝖌 𝖒𝖞𝖘𝖊𝖑𝖋🌊🌤سلام، من لیانا هستم — دختری سیزده‌ساله،...

استی: جونگین آخر سال با موهای مشکی میاد؟؟🦊: احتمالاً؟؟استی: ...

آپدیت Dazed با ویدیویی از تهیونگ 😭— وی بهترین پلی‌لیست خودش ...

فضای مدرسه امروز خیلی پرانرژی بود؛ چون قرار بود برای اردوی آ...

آپدیت اکانت رسمی موزه sfmoma

پارت ۸ (آخر)شوگا: راستش اولین باری که دیدمت خیلی رو مخ ام بو...

❗️بشارت عجیب درباره تحولات آینده منطقه❗️انتشار برای اولین با...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

🌙✨🕊️ یا صــاحــب‌الــزمــان (عج) 🕊️✨🌙🥺💚 شب جمعه است...شبی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط