وقتی رقاص خیابانی بودی پارت ۹

وقتی رقاص خیابانی بودی پارت ۹
ویو تهیونگ سریع مین سو رو بغل کردم اگر از دستش بدم چی نه نه امکان داره بردمش بیمارستان
ویو بیمارستان
دکتر اهه آقای کیم دوباره اومدین
_ دکتر حال عشق زندگیم بده توروخدا نجاتش بده
دکتر چی شده
_ تیر خورده بهش
دکتر سریع اتاق عمل رو آماده کنید
تهیونگ با خودش کلنجار می‌رفت جیهوپ داشت آروم آروم اشک می‌ریخت جیمین حالش خوب نبود کوک هم بی اعصاب بود همش داشت با تهیونگ غر غر میکرد
۸ ساعت بعد
مین سو از اتاق عمل خارج شد
دکتر حالشون خوبه تا چند ساعت دیگه بهوش میان
_ ممنون
بقیه ممنون
دکتر تعظیمی کرد و رفت
۵ ساعت بعد
مین سو بهوش اومده بود همه بالا سرش رفته بودن داشتن باهاش حرف میزدن چند روز گذشت ته و کوک سر ماجرای شریک شدن با یه شرکت مشکل داشتن
کوک علامتش ✓
✓ ته تو همچین کاری نمی کنی فهمیدی
_ به تو ربطی داره؟!
✓ آره ربط داره من شریکتم
_ ههه. برو بابا تو هیچی نیستی
✓ حد خودتو بدون ته آخرش رو با عصبانیت گفت_ ندونم میخوای چیکار کنی هااااا
تو هیچی نیستی هیچ غلطی هم نمیکنی
✓ ته دیگه داری رو اعصاب میری کاری نکن یه کاری کنم که اون کار باعث بشه تو از کارت پشیمون بشی فهمیدی با داد
( ادمین اعصابش از فوتبال خرابه 😂)
تهیونگ یه دونه سیلی به کوک زد
✓ ههه می‌دونی چیه تو اصلا لیاقت مین سو رو هم نداری باید بری بمیری فهمیدی برو بمیررر
_ کوک خفه شو
✓ نشم چیکار می‌کنی هاا
تهیونگ دیگه خیلی عصبانی شده بود کنترلش رو از دست داد و ....
#bts
#BTS
#BANGTAN
#ARMY
#KIM_TEAHYUNG
#BTS_ARMY
#J_HOPE
#JUNGKOOK
دیدگاه ها (۲۵)

چند پارتی درخواستی

شاگرد لوس من

دیدار باتو (پارت ۴)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت چهارمساعت از دو بعدازظهر گذشته بو...

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : ۲ » ( عسلا دکتر کیم سوکجین هست ، ...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط