رفتی و بی تو اشک میریزم

رفتی و بی تو اشک میریزم
بی تو من قصه ای غم انگیزم
رفتی و چشمهای خود بستی
که نبینی ز عشق لبریزم
تو نباشی بهار بی معنیست
تا همیشه اسیر پاییزم
تو نباشی ز غصه میمیرم
به چه شوقی ز مرگ بگریزم
بی تو افتاده ام دگر از پا
تو بیا تا دوباره برخیزم
دیدگاه ها (۳)

.رفتی و بی تو اشک میریزمبی تو من قصه ای غم انگیزمرفتی و چشمه...

❤ ❤ ...تو بیا تا دوباره برخیزمرفتی و بی تو اشک میریزمبی تو م...

رفتی و بی تو اشک میریزمبی تو من قصه ای غم انگیزمرفتی و چشمها...

رفتی و بی تو اشک میریزمبی تو من قصه ای غم انگیزمرفتی و چشمها...

رفتی و بی تو اشک میریزمبی تو من قصه ی غم انگیزمرفتی و چشمهای...

رفتی و بی تو اشک میریزمبی تو من قصه ی غم انگیزمرفتی و چشمهای...

مثـلِ بـرگِ خشک و زردی رو به پاییزم عزیزبیـنهایت خستـه ام، ا...

قسم‌ بر ناوک چشمت که خون از دیده می ریزم بجای خالی ات سوگند ...

شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم ِرها شده‌ای پیش پای پاییزم اگ...

شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزمِرها شده‌ای پیش پای پاییزماگرچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط