{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم

شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم
ِرها شده‌ای پیش پای پاییزم
اگرچه عشق مرا دست عقل داده، ولی
همیشه با دل دیوانه‌ام گلآویزم
به میخ مهر و وفا یا به بند دلتنگی
لباس دلهره‌ام را کجا بیاویزم؟
نه می‌شود که به پای خیال بنشینم
نه می‌توانم از این جای امن برخیزم
چه قصه‌ای‌ست؟ چرا پیش‌من که می‌آیی
حریص گفتنم و از سکوت لبریزم!؟
هزار بار به خود گفته‌ام نمی‌مانم
هزار راه خطا رفته‌‌ام که بگریزم
نمی‌گذاردم این چشم‌های لامذهب
که از نگاه به زیبایی‌ات بپرهیزم
تو خنده می‌کنی و من به گریه می‌افتم
به آسیاب تو بی‌وقفه آب می‌ریزم...
دیدگاه ها (۱)

شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم ِرها شده‌ای پیش پای پاییزم اگ...

💙 .شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزمرها شده‌ای پیش پای پاییزم ...

.اگرچه سبز و جوانم شبیه پاییزمهمیشه درد خودم را به سینه می ر...

اگرچه سبز و جوانم شبیه پاییزم!همیشه درد خودم را به سینه می ر...

مجال خلوتی پیدا شود از حرف لبریزممنی که در خودم عمریست اشک و...

مجال خلوتی پیدا شود از حرف لبریزممنی که در خودم عمریست اشک و...

وقتی کنارم نیستی از درد لبریزمباید که از این زخم ها قدری بپر...

‌‌‎ ‌‌‎‌‌.مجال خلوتے پیدا شود از حرف لبریزممنے ڪه در خودم عم...

مجالِ خلوتی پیدا شود از حرف لبریزممنی که در خودم عمریست اشک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط