ای رفته ز دل،راست بگو !‌ بهر چه امشب

ای رفته ز دل،راست بگو !‌ بهر چه امشب
 با خاطره‌ها آمده ای باز به سویم؟

گر آمده‌ای از پی آن دلبر دلخواه
من او نیم او مرده و من سایه ی اویم
دیدگاه ها (۱)

راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ایمگر ای شاهد گمراه به راه...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

از این غمِ پنهانِ جگر سوز چه گویمچون دانه ی افتاده به مرداب،...

جاده بی راهه

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلمتا خود چه باشد حاصلی...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط