چنان دل کندم ازدنیا
چنان دل کندم ازدنیا
که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرادرخویش
که مرگ من تماشاییست
مرادر اوج میخواهی
تماشاکن تماشاکن
دروغین بودم ازدیروز
مراامروزحاشاکن
دراین دنیاکه حتی ابر
نمیگریدبه حال ما
همه ازمن گریزانند
توهم بگذرازاین تنها
فقط اسمی به جامانده
ازآنچه بودم وهستم
دلم چون دفترم خالیست
قلم خشکیده دردستم
گره افتاده درکارم
به خودکرده گرفتارم
بجزدرخودفرورفتن
چه راهی پیش رودارم
رفیقان یک به یک رفتن
مرادرخود رهاکردن
همه خوددردمن بودن
گمان کردم که همدردن
شگفتا از عزیزانی
که هم آوازمن بودند
بسوی اوج ویرانی
پل پروازمن بودند
گره افتاده درکارم
به خودکرده گرفتارم
بجزدرخود فرورفتن
چه راهی پیش رودارم
رفیقان یک به یک رفتن
مراباخودرهاکردن
همه خوددردمن بودن
گمان کردم که همدردن
رفیقان یک به یک رفتن........
نیستی : داریوش
شعر : اردلان سرفراز
آهنگ : فریدزلاند
که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرادرخویش
که مرگ من تماشاییست
مرادر اوج میخواهی
تماشاکن تماشاکن
دروغین بودم ازدیروز
مراامروزحاشاکن
دراین دنیاکه حتی ابر
نمیگریدبه حال ما
همه ازمن گریزانند
توهم بگذرازاین تنها
فقط اسمی به جامانده
ازآنچه بودم وهستم
دلم چون دفترم خالیست
قلم خشکیده دردستم
گره افتاده درکارم
به خودکرده گرفتارم
بجزدرخودفرورفتن
چه راهی پیش رودارم
رفیقان یک به یک رفتن
مرادرخود رهاکردن
همه خوددردمن بودن
گمان کردم که همدردن
شگفتا از عزیزانی
که هم آوازمن بودند
بسوی اوج ویرانی
پل پروازمن بودند
گره افتاده درکارم
به خودکرده گرفتارم
بجزدرخود فرورفتن
چه راهی پیش رودارم
رفیقان یک به یک رفتن
مراباخودرهاکردن
همه خوددردمن بودن
گمان کردم که همدردن
رفیقان یک به یک رفتن........
نیستی : داریوش
شعر : اردلان سرفراز
آهنگ : فریدزلاند
- ۲.۳k
- ۳۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط