{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو...

گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو...
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
دیدگاه ها (۱)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

در باغی می خرامید آن آهوی رمیدهدامن کشان می رفت گل ها را چید...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مبا...

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

Attar050511

🏴هنگام وداع تو ز بس گریه که کردمدور از رخ تو چشم مرا نور نما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط