{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در باغی می خرامید

در باغی می خرامید
آن آهوی رمیده
دامن کشان می رفت
گل ها را چیده چیده
وسط خار و سنگی
پس گشته منو دیده
نگاهش بر من افتاد
چو آهوی رمیده
سرا ز پیشم افکند
گویا مرا ندیده💔🚶
دیدگاه ها (۰)

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p79«احتمالاً... هر روز از کسی که منو آور...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

رمان اسیر خان پارت اول ۱

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

زیبای کوچک فریبکار

«رایحه پنهان»کره جنوبی، سئول | ساعت ۱۱:۰۵ صبحبند کوله‌پشتیش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط