من آسـمـان پر از ابـرهـای دلـگیـرم
من آسـمـان پر از ابـرهـای دلـگیـرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم، نمی میرم
من وتوآتش واشکیم دردل یک شمع
به سـرنـوشت تو وابـسته است تـقـدیـرم
به دام زلفت دچار و سردرگمم
مـرا جـدا مـکـن از حـلقـه هـای زنـجـیـرم
درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
من آن طبیب زمینگیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم، نمی میرم
من وتوآتش واشکیم دردل یک شمع
به سـرنـوشت تو وابـسته است تـقـدیـرم
به دام زلفت دچار و سردرگمم
مـرا جـدا مـکـن از حـلقـه هـای زنـجـیـرم
درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
- ۹۱۷
- ۰۵ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط