شهریار » گزیدهٔ غزلیات

شهریار » گزیدهٔ غزلیات

 

ای کعبه دری باز به روی دل ما کن

وی قبله دل و دیده ما قبله نما کن

از سینه ما سوختگان آینه ای ساز

وانگاه یکی جلوه در آئینه ما کن

با زیبق این اشک و به خاکستر این غم

این شیشه دل آینه غیب نما کن

آنجاکه به عشاق دهی درد محبت

دردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن

لنگان به قفای جرس افتاده عشقیم

ای قافله سالار نگاهی به قفاکن

چون زخمه به ساز دل این پیر خمیده

چنگی زن و آفاق پر از شور و نوا کن

او در حرم هفت سرا پرده عفت

خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی

گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن

از بهر خلائق چه کنی طاعت معبود

باری چو عبادت کنی از بهر خدا کن
دیدگاه ها (۱)

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

...ای کعبه دری باز به روی دل ما کنوی قبله دل و دیدهٔ ما، قبل...

ای کعبه دری باز به روی دل ما کنوی قبله دل و دیده ما قبله نما...

دل از غم نا دیدن تو بار گرانیست نشان از شب تاریک ...... ای د...

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سرابدلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم ...

دنبال مهر و عشق به دنیا ,چه میکنیاز این قبیله خواهشِ بیجا ن...

دنبال مهر و عشق به دنیا ,چه میکنیاز این قبیله خواهشِ بیجا ن...

از غم جدا مشو ،که غنا می دهد به دلاما چه غم، غمی که خدا می د...

قطره ای ناچیز و پستم وصل دریا کن مرا از میان مردم سرگشته پید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط