ادامه ترجمه‌ی مصاحبه‌ی مینهو برای مجله‌ی Numero TOKYO

ادامه ترجمه‌ی مصاحبه‌ی مینهو برای مجله‌ی Numero TOKYO

💬: استی‌ها در سراسر دنیا می‌دونن که شما چقدر برای پیشرفت خودتون تلاش می‌کنین؛ از تمرین و آواز گرفته تا یادگیری زبان‌ها. انگیزه‌ی این همه تلاش رو از کجا به دست میارین؟
🐰: وقتی چنین حرفه‌ای رو انتخاب می‌کنی، تلاش مداوم کاملاً طبیعیه. فکر می‌کنم آدم‌ها در هر شغلی با رویکردی حرفه‌ای تمام تلاششون رو می‌کنن و من هم از این قاعده مستثنا نیستم. من فقط کاری رو انجام میدم که از یک فرد حرفه‌ای انتظار میره. علاوه بر این، یکی دیگه از منابع انگیزه‌ام قولیه که به استی دادم. این خواسته که بهشون نشون بدم چطور میشه به هدف‌هایی که تعیین کردیم رسید، بهم قدرت میده تا به راهم ادامه بدم.

💬: امسال هشتمین سالگرد دبیوی استری کیدزه. اگه دوران دبیو رو با امروز مقایسه کنی، فکر می‌کنی بیشترین پیشرفتت در چه زمینه‌ای بوده؟
🐰: شاید ظاهرم هم تغییر کرده باشه، اما از نظر درونی خیلی بیشتر رشد کردم. مهربون‌تر و نرم‌خو‌تر شدم و از نظر روحی هم قوی‌ترم.

💬: فکر می‌کنی مینهوِ دوران دبیو، اگه خودِ امروزت رو می‌دید، چی می‌گفت؟
🐰: فکر نمی‌کنم ناامید میشد (می‌خنده). اما با شناختی که از خودم دارم، احتمالاً اون موقع فکر می‌کردم: «پس قراره در آینده به این آدم تبدیل بشم!» و بعد اضافه می‌کردم: «پس باید حتی بیشتر تلاش کنم تا باز هم پیشرفت کنم.»

💬: استری کیدز به گروهی در سطح جهانی تبدیل شده. لحظه‌ای بوده که از ته دل به خودت افتخار کنی؟
🐰: یکی از اون لحظه‌ها زمانی بود که تونستم با تلاش خودم کاری رو که مدت‌ها می‌خواستم برای پدر و مادرم انجام بدم، به واقعیت تبدیل کنم. علاوه بر این، خیلی به خودمون افتخار می‌کنم که به گروهی تبدیل شدیم که تلاش‌هاش باعث شادی تعداد زیادی از آدم‌ها میشه.

💬: وقتی مثل عکاسی امروز به‌تنهایی کار می‌کنی، بیشتر از قبل به اهمیت اعضای دیگه‌ی گروه پی می‌بری؟
🐰: راستش، نه چندان (می‌خنده). معمولاً اطرافم شلوغ و پر از خنده و شوخیه، اما اینجا که اونا نیستن، یه کم حوصله‌ام سر میره. البته در عوض می‌تونم بهتر روی کارم تمرکز کنم.

💬: اعضای گروه که این‌همه زمان رو در کنار هم گذروندین، حالا چه جایگاهی در زندگی تو دارن؟
🐰: اونا برام مثل برادرهای واقعی‌ان. البته رابطه‌مون از همون اول این‌طوری نبود؛ اختلاف‌نظرهایی داشتیم و زمان برد تا به هم عادت کنیم. اما به‌مرور زمان، همدیگه رو عمیق‌تر درک کردیم، دیدگاهمون نسبت به اجراها کم‌کم با هم هماهنگ شد و در نهایت تونستیم پیوندهای واقعی مثل اعضای یک خانواده رو بین خودمون شکل بدیم.


#استری_کیدز #بنگ_چان #لینو #چانگبین #هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین
دیدگاه ها (۰)

‏🐺[۲۳:۴۶ به وقت کره]فقط یه کم دستم رو بریدم.نگران نباش ㅋㅋㅋㅋㅋ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 21عمارت مینهو ـ ساعت ۸ شبلونا روی م...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

🐣🐣🐣| #LIVE_YOUTUBEسوال: روش فلیکس برای Slow it Down کردن (آه...

*🐥: اینجا عایق صدا خیلی خوبی نداره، برای همین مجبورم آروم صح...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۷آخرین زنگ مدرسه خورد.هان کیفش را برد...

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

استی: نو-نو، کی می‌تونیم عکس هیونگ و مکنه رو بگیریم!! ㅜㅜ*یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط