-¦داستانِ‌روحی‌ک‌این‌حوالی‌میچرخِ:

-¦داستانِ‌روحی‌ک‌این‌حوالی‌میچرخِ:

[یه‌جایِ‌قلبم‌دردمیکنه
وقتی‌دردش‌زیادمیشه‌نرونایِ‌بی‌دستُ‌پاصاف‌مخابرش‌میکنن‌ب‌یه‌جایِ‌مغزم...
مرکزِخاطراتِ‌گذشتم‌دردمیگیرهُ‌بعددردش‌فیدبک‌میشه‌ب‌مرکزِتکلمم...
واس‌همینِ‌ک‌این‌روزاب‌اسمِ‌خودم‌ک‌میرسم‌لکنت‌میگیرم...
بعدهی‌فک‌میکنم‌ک‌چقداین‌اسم‌آشناس...
نمیدونم‌عاخرین‌بارکجادیدمش‌اون‌دختریُ‌ک‌دیروزشیرینیایِ‌نارگیلی‌میپخت‌یاهمونی‌ک‌عاخرین‌بارازتومینوشت!
چقدبدنگام‌میکنه‌انگارچیزیُ‌ازش‌دزدیدم‌یاشایدقراربودپس‌بیارم‌ک‌یادم‌رفته‌عاخه‌این‌روزاحواسِ‌درستُ‌حسابی‌ای‌ک‌ندارم،چ‌لبخندِماسیده‌ای!
یه‌چیزی‌تواون‌کسیُ‌ب‌یادم‌میاره‌ک‌نمیشناسمش‌نه‌توشناسنامم‌میبینمش‌نه‌تورزومهایی‌ک‌اینجاواونجامیفرستم!
چقدخستس...
میخوام‌بپرسم‌واس‌نوشدن‌آماده‌ای?!
اماصدایی‌توپستویِ‌مغزم‌میپیچه"خفه‌شو".
میخوام‌رهاش‌کنم‌ولی‌هنومث‌مُردهادنبالم‌میاد...
برمیگردم،می‌ایستهُ‌مث‌طلبکارانگام‌میکنه‌...
بی‌خیال‌ب‌خودم‌تلقین‌میکنم‌ک‌نمیبینمش...
اماانگارب‌این‌ندیدن‌عادت‌کرده!
دوباره‌پشتِ‌سرم‌میاد،پاهاشُ‌روزمین‌میکشهُ‌حجمِ‌عظیمی‌ازیه‌هویتِ‌مُرده‌روباخودش‌همراهی‌میکنه‌!]

-¦میپرسم‌:کمک‌میخوای?!
-¦میگه:آره...تومنُ‌ندیدی?!
@NiLoOᝲᝳ
دیدگاه ها (۱)

#خدایا ی چی بگم؟قول بده ازم ناراحت نشی😔خب منم بعضی وقتا از ی...

رد پای آفتاب

#رمان #عاشقانه #انتقام

سلام بچه ها اینم اون رمانی که گفتم بخونید قسمت اولو و نظربدی...

فیک کوک(زندگی شخصی من)پارت ۳۶اما من جدی نگرفتم و احتمال دادم...

#پارت_شانـزدهم "یونا: سَرَم و انداختم پایین و چشمام و بستـم....

قهرمان های من

قانون عشق p54

دختر:عشقم؟::ینی میشه منو و توام ی دختر بیاریم مثه بقیه خونوا...

حتماااا بخونید واقعا عالیه😔 😞 :دختر:عشقم؟:crying_face:ینی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط