{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه

ادامه

م.ت: نه خداروشکر اوکیه

هیون: خوبه من برم پیشش

م.ت: برو عزیزم برو

تق تق

ات: بله؟

هیون: سلام خوشگله

ات: هیونجیننن (پرید بغلش)

الورا: هیونجین دخترکو بغل کرد سرشو توی گردن عشقش فرو برد و عطر تن دخترکو وارد ریه هاش کرد

هیون: دلم برات خیلی تنگ شدههههه امروز پیشم نبودی

ات: هیون تو کلا ۱۲ ساعته که منو ندیدی

هیون: خیلی زیادهههه

ات: هوففف اون چیه توی دستت

هیون: نمیدونم چی میتونه باشه ملکه ؟(چشمک)

ات: بده ببینم(از دستش گرفت)پاستیل نوتلااااا هیوننن عاشقتممممم (لپشو بوسید)

هیون: واقعا که پاداش من اینه؟

ات: هوففف از دست تو

الورا: ات لبای هیون رو بوسید

ات: خوب شد؟

هیون: اخخخ بله ملکه خب دل درد که نداری؟حالت خوبه سر گیجه بدن درد ؟؟

ات: نه خوبم فقط یه ذره دلم درد میکنه

هیون: دراز بکش

الورا: ات دراز کشید و هیونجین دستشو برد زیر لباس ات تا دلشو ماساژ بده

نیم ساعت بعد

هیون: بهتری؟

ات: آره خوب شدم

هیون: خداروشکر

ات: هیون دوست دارم

هیون: من عاشقتم

الورا: و یه بوسه عمیقو شروع کردن

پایان 🍫

اون دست مبارکو بزار روی لایک نظرتو بگو خستگیم در بیاد در خواستی داشتی بگو
دیدگاه ها (۲۱)

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

پارت 5 رمان🦋 عشق مدرسه ای🦋اون کسی نبود جز جون کوک دوست پسر ق...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط