{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم این مشهد چرا هی‌ بی‌قراری می‌کند

دیدم این مشهد چرا هی‌ بی‌قراری می‌کند
جای باران، سیل در این شهر جاری می‌کند
‌دیر فهمیدم که او اندر فراق خادمش
عزم خود را جزم دارد گریه زاری می‌کند.
دیدگاه ها (۱)

به جایِ کوچک کردنِ دیگران ؛خودت بزرگ شو!به جایِ آرزویِ شکست ...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

نزدیکهای اذان مغرب خودمون رو متصل کنیم به خدا... یاعلی رفقا!...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

▪️یک قطعه از تربت را به امواج سیل افکندم و لحظاتی بعد سیل بن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط