{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوب جوابم من شال میزارم و تیشرت درواقع بیرون اینطوری ام و

خوب جوابم من شال میزارم و تیشرت درواقع بیرون اینطوری ام و تو خونه باهمه راحتم و این داستان داره من بی حجاب بودم داستانش
ما ۳ تا دوست بودیم تو ساختمونمون ما طبقه ۴ و اون یکی ۵ و اون یکی ۲
من ۳ سال سر اینکه یکی شون خبر چینی میکرد باهاشون قطع ارتباط کردم و کار به جایی کشیده بود که باباهامون میگفتن باهم رفت و آمد کنین چتونه و از ایک جور چیزا و من پارسال دوباره با اینا دوست شدم و اون دوتا با حجابن به احترام اون دوتا که خیلی دوسشون دارم و زندگیمن شال میزارم و خیلی دوسشون دارم
مرسی تا اینجا خونید عاشقتونم
اگه خواستی بگو که تو این پیام رو گذاشتی 🥰😘
دیدگاه ها (۷)

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

پارت پنجنامجون جوابی نداد و از ماشین پیاده شد یوری: نامجون ب...

رومان قطره قرمز (پارت 2)

سناریو قفل آبی

توضیحات بیماری و زندگی نامه چی یو🩸✨️🩸 بیماری: نفرین خونِ سرخ...

موعرفی نویسنده جونتون

سناریو قفل آبی پارت ۴

𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌷 ་།☝️💋 𝔦 Lᵒ𝕧𝑒 ㄚ๏u 🛐🍓 😎💥یه چیزی هست که شاید هیچ‌وق...

#تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)اگه روزی تصمیم گرف...

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط