توضیحات بیماری و زندگی نامه چی یو🩸✨️
توضیحات بیماری و زندگی نامه چی یو🩸✨️
🩸 بیماری: نفرین خونِ سرخ
نفرین خونِ سرخ یک بیماری نادر و خیالی است که از کودکی همراه چییو بوده.
این بیماری با خون غیرعادی و نیمهشیطان بودن او ارتباط دارد.
نشانههای آن شامل:
🩸 سرفهی خونی
🤍 سفید شدن قسمت پایینی موها
🩸 ضعف و فشار روی بدن
🩸 بدتر شدن وضعیت هنگام استفادهی بیشازحد از قدرتها
به همین دلیل استفاده از فرمهای بسیار قدرتمند برای چییو خطرناکتر از یک شیطان یا انسان معمولی است.🩸🌹
زندگی نامه ی چی یو: اون وقتی به دنیا آمد خانوادش شیطان کش بودن برا همین اون دادن به یه مسافر خونه تو یه شهره دور افتاده اون خانواده از چی یو بدشون میومد برا همینم وقتی بزرگ تر شد از اون مثل سگ کار میکشیدن بهشو غذا نمیدادن برا همین چی یو خیلی لاغر بود بعد تازه اون کتکم میزدن اونا دوتا دختر داشتن به اسم میکا و ماتابی ماتابی کوچکه بود و میکا بزرگ اونا هردوشون از چی یو بزرگ تر بودن چی یو اون موقع 3 سالش بود و اونا بزرگه 8 کوچیکه 6 اون دوتا چی یو رو مسخره میکردن و اذیت میکردن بعد چی یو هم نمیدونست نیمه شیطان انسانه اون خونواده که اون به سر پرستی گرفته بودن هم نمیدونست ولی بخاطر فامیلش و اسمش مسخرش میکردن و بهش لقب شیطان داده بودن روز ها و سال ها گذشت و چی یو بزرگ شده و یه دوست مخفی داشت به اسمش هیکاری بود بعد چند ماه چی یو کی اون خانواده اون خیلی اذیت آزار میدادن اون تصمیم گرفت فرار کنه بعد از اون روز هروز به یه بهونه ای اون به جنگل میرفت و یواشکی تمرین میکرد بعد یک روز که داشت تمرین میکرد یک شینوبی رو دید اسم اون شینوبی ماکوتو بود بعد شینوبی متوجه ی استعداد چی یو شد به اون پیشنهاد داد با اون تمرین کنه چی یو هم قبول کرد از اون روز به بعد چی یو با ماکوتو تمرین میکرد از اونجایی که هیچ غذایی نخورد بدنش خیلی ضعیف بود بعد از چند ماه مثله یه شینوبیه خیلی حرفه ای شده بود بعد یک روز آها راستی کل اون شهر از چی یو بدشون میومد و بهش میگفتن شیطان بعد یک روز که همه چی یو رو خیلی اذیت میکردن چی یو یه تصمیم گرفت تصمیم گرفت کل این شهر رو بکشه بعد براش نقشه کشید و یک شب بدونه هیچ ردی از خودش کل اون شهرو قتل عام کرد بعداز اون روز چی یو دیگه هیچ وقت اون شینوبی رو ندید بعد تصمیم گرفت قوی تر بشه راستی بعد از قتل عام بهش یه لقب دادن لقب دلقک قاتل هیشکی هم نمیدونست که این قتل عامو انجام داده چی یو هم این قتل رو مثل یه راز پیش خودش نگه داشت تنها کسی که میدونست اون شینوبیه بود بعد از اون چی یو رنگوکو رو دید بعد رنگوکو تصمیم گرفت بهش آموزش بده بعد از چند سال اون چی یو 13 سالش شد و به سپاه شیطان کش ملحق شد و فقط توی یکی دو هفته به یه هاشیرا تبدیل شد🩸✨️🌹
🩸 بیماری: نفرین خونِ سرخ
نفرین خونِ سرخ یک بیماری نادر و خیالی است که از کودکی همراه چییو بوده.
این بیماری با خون غیرعادی و نیمهشیطان بودن او ارتباط دارد.
نشانههای آن شامل:
🩸 سرفهی خونی
🤍 سفید شدن قسمت پایینی موها
🩸 ضعف و فشار روی بدن
🩸 بدتر شدن وضعیت هنگام استفادهی بیشازحد از قدرتها
به همین دلیل استفاده از فرمهای بسیار قدرتمند برای چییو خطرناکتر از یک شیطان یا انسان معمولی است.🩸🌹
زندگی نامه ی چی یو: اون وقتی به دنیا آمد خانوادش شیطان کش بودن برا همین اون دادن به یه مسافر خونه تو یه شهره دور افتاده اون خانواده از چی یو بدشون میومد برا همینم وقتی بزرگ تر شد از اون مثل سگ کار میکشیدن بهشو غذا نمیدادن برا همین چی یو خیلی لاغر بود بعد تازه اون کتکم میزدن اونا دوتا دختر داشتن به اسم میکا و ماتابی ماتابی کوچکه بود و میکا بزرگ اونا هردوشون از چی یو بزرگ تر بودن چی یو اون موقع 3 سالش بود و اونا بزرگه 8 کوچیکه 6 اون دوتا چی یو رو مسخره میکردن و اذیت میکردن بعد چی یو هم نمیدونست نیمه شیطان انسانه اون خونواده که اون به سر پرستی گرفته بودن هم نمیدونست ولی بخاطر فامیلش و اسمش مسخرش میکردن و بهش لقب شیطان داده بودن روز ها و سال ها گذشت و چی یو بزرگ شده و یه دوست مخفی داشت به اسمش هیکاری بود بعد چند ماه چی یو کی اون خانواده اون خیلی اذیت آزار میدادن اون تصمیم گرفت فرار کنه بعد از اون روز هروز به یه بهونه ای اون به جنگل میرفت و یواشکی تمرین میکرد بعد یک روز که داشت تمرین میکرد یک شینوبی رو دید اسم اون شینوبی ماکوتو بود بعد شینوبی متوجه ی استعداد چی یو شد به اون پیشنهاد داد با اون تمرین کنه چی یو هم قبول کرد از اون روز به بعد چی یو با ماکوتو تمرین میکرد از اونجایی که هیچ غذایی نخورد بدنش خیلی ضعیف بود بعد از چند ماه مثله یه شینوبیه خیلی حرفه ای شده بود بعد یک روز آها راستی کل اون شهر از چی یو بدشون میومد و بهش میگفتن شیطان بعد یک روز که همه چی یو رو خیلی اذیت میکردن چی یو یه تصمیم گرفت تصمیم گرفت کل این شهر رو بکشه بعد براش نقشه کشید و یک شب بدونه هیچ ردی از خودش کل اون شهرو قتل عام کرد بعداز اون روز چی یو دیگه هیچ وقت اون شینوبی رو ندید بعد تصمیم گرفت قوی تر بشه راستی بعد از قتل عام بهش یه لقب دادن لقب دلقک قاتل هیشکی هم نمیدونست که این قتل عامو انجام داده چی یو هم این قتل رو مثل یه راز پیش خودش نگه داشت تنها کسی که میدونست اون شینوبیه بود بعد از اون چی یو رنگوکو رو دید بعد رنگوکو تصمیم گرفت بهش آموزش بده بعد از چند سال اون چی یو 13 سالش شد و به سپاه شیطان کش ملحق شد و فقط توی یکی دو هفته به یه هاشیرا تبدیل شد🩸✨️🌹
- ۵۷۳
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط