{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عبدالله مبارک به حج رفته بود،وقتی در خواب دید که فرشته ای

عبدالله مبارک به حج رفته بود،وقتی در خواب دید که فرشته ای به او گفت :از ششصد هزارحاجی کسی حاجی نیست ،مگر علی بن موفق،کفاشی در دمشق که به حج نیامد.
عبدالله به دمشق رفت و علی بن موفق را دید که کفش های مردم را وصله میکند.پرسید چه کردی با اینکه امسال به حج نرفتی از میان همه ی حجاج فقط حج تو پذیرفته شد؟
گفت سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و از پاره دوزی سیصد درهم جمع کردم و امسال عزم حج کردم .عیالم حامله بود از خانه ی همسایه بوی طعام می آمد.مرا گفت:برو و پاره ای از آن طعام بستان.من رفتم ،همسایه گفت :بدان که هفت شبانه روز بود که اطفال من هیچ نخورده بودند،امروز خری مرده دیدم پاره ای از آن جدا کردم و طعام ساختم.برشما حلال نباشد.چون این بشیندم آتشی در جان من افتاد.آن سیصد درهم برداشتم و بدو دادم و گفتم نفقه ی اطفال کن که حج ما این است.

📚 تذکره الاولیا
👤 عطار
دیدگاه ها (۳)

اگر کسی چشم زیبابین نداشته باشه،خدا هرچقدرم بهش نعمت بده،باز...

از زیباترین پل های جهان پل دانانگ در ویتنام است.👌

دهم مرداد روزیه که🌸 🍃 ایرانیان باستان جشن چله ی تابستون میگر...

سلام💐 چهارشنبه 10 مردادروزمهربانی ست ومن مهربانترازخدا ندیدم...

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

➖تشرّف حسن بن وَجناء خدمت حضرت وليعصر در غیبت صغری📜مرحوم صدو...

کانال نـــــورالـــمـھـღـدی🇮🇷🌱:‍ ‍✨﷽✨الهی به امیدتو💕بر چهرہ ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

. عبدالله مبارک به حج رفته بود، وقتی در خواب دید که فرشته ای...

گفت: سی سال بود تا مرا آرزوی حج بود و ازوصله دوزی سیصد و پنج...

نقلی کوتاه ار تذکره الاولیا ء.. نقل است که یکبار جناب بایزی...

داستانهای ائمه: امام عسکری (ع): چرا از دیدار ما غافلی؟ محم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط