{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقلی کوتاه ار تذکره الاولیا ء..

نقلی کوتاه ار تذکره الاولیا ء..

نقل است که یکبار جناب بایزید عزم حج کرد ومنزلی چند برفت وباز امد .
گفتند تو هرگز عزم فسخ نکرده ای این چون افتاد ؟
گفت در راه زنگی را دیدم تیغی کشیده مرا گفت :
اگر باز گردی نیک .
واگر نه سرت از تن جدا کنم .
پس مرا گفت :ترکت الله ببسطام وقصدت البیت الحرام ؟
خدای را به بسطام گذاشتی و روی به کعبه اوردی ؟
نقل است که مردی پیش او امد وپرسید کجا میروی ؟
گفت به حج .
گفت چه داری ؟
گفت دویست درم
گفت به من ده که صاحب عیالم وهفت بار گرد من بگرد وباز گرد
که حج تو این است .
گفت چنان کردم و باز گشتم .
حج بایزید .
دیدگاه ها (۱)

نقلی دیگر ...و شیخ ابوسعید ابوالخیر رحمةالله علیه می‌گوید: ه...

fire an ice ... Some say the world will end in fire,Some say...

رهبری .....ایشان با اشاره به ابعاد مختلف انتخابات افزودند: ش...

کاندیداها به مردم قول بدهند که برای بازکردن گره‌ها نگاهشان ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط