{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند

نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم
یک صلای آشنا به رهگذر نمی زند

دل خراب من دگر خراب تر نمی شود
که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند!

چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند!

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند

• هوشنگ ابتهاج 🍂
‌
‌
دیدگاه ها (۲)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زندب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پُر ملالِ ما پرنده ...

هر کی فالو کنه مخلصشم هستم بک میدم

در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زندبه دشت پرملال ما پرنده ...

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند                          ...

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده ...

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند..!

هوشنگ ابتهاج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط