{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند

در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند

به دشت پرملال ما پرنده پر نمی‌زند

یکی زشب گرفتگان چراغ بر نمی‌کند

کسی به کوچه‌سار شب در سحر نمی‌زند

نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

گذرگهی است پر ستم که اندرو بغیر غم

یکی صدای آشنا به رهگذر نمی‌زند

دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود

که خنجر غمت از این خرابتر نمی‌زند

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟

برو که هیچ‌کس ندا به گوش کر نمی‌زند

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست

اگر که بر درخت تر کسی تبر نمی زند

 

هوشنگ ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند                          ...

دراین سرای بی کسی ،کسی به در نمیزند -به دشت پرملال ما پرنده ...

‌درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده...

به این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

هوشَنگ-ابتهآج!...“در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

در کوچه سار شب!! در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشـ...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

هر کی فالو کنه مخلصشم هستم بک میدم

درین ســـــــــرای بــــی کسی ، کسی به در نمیزندبــــــــه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط