{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من همان شب بر سر خود تُور تورا حس کردم

من همان شب بر سر خود تُور تورا حس کردم
نَرم نَرمَک دل به تو بستم؛؛من از دُور تورا حِس کردم

من شبی صدبار تماشاگَرِ تصویر تو بودم
با شُعله هایِ سَرکِش اَت؛؛تَنور تورا حس کردم

دل به دستَت دادَم و گفتم که دستم را بگیر
من چه کردم ؛؛که ساطور تورا حس کردم؟

با چَشم تَرَم هَر غَزَلَم را به تو دادم
گِره اَندَرگِره شد وصله یِ ناجور تورا حس کردم

با نگاهم آمدم تا که کمک خواهم زِ تو
افسوس دو چَشم کَر و کُور تورا حس کردم

گم شدم من در میان سوز و درد و اشک و آه
من همان روز اَزَل گور تورا حس کردم
دیدگاه ها (۱)

‌‌‌‌‌‌هر شعر را برای تو گفتم قشنگ شدباقی تمام یاوه و حرف جفن...

💫 چقدر درست میگویند عاشق ها حواس پرت میشونداحساس میکنم چیزی ...

چشمت غزلی ناب ، لبت اوج ظرافترحمی به دل پاک اهالی هنر کنرحمی...

با هرچه عشقنام " تو " را می توان نوشتبا هر چه رودراه " تو " ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

نمیبخشمت p.23

شنبه شد باده انگور سفارش دادمغزلی با دف و تنبور سفارش دادمتا...

شنبه شد باده انگور سفارش دادمغزلی با دف و تنبور سفارش دادمتا...

شنبه شد باده انگور سفارش دادم...غزلی با دف و سنتور سفارش داد...

شنبه شد باده انگور سفارش دادمغزلی با دف و تنبور سفارش دادمتا...

شنبه شد باده انگور سفارش دادم...غزلی با دف و سنتور سفارش داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط