من همان شب بر سر خود تُور تورا حس کردم
من همان شب بر سر خود تُور تورا حس کردم
نَرم نَرمَک دل به تو بستم؛؛من از دُور تورا حِس کردم
من شبی صدبار تماشاگَرِ تصویر تو بودم
با شُعله هایِ سَرکِش اَت؛؛تَنور تورا حس کردم
دل به دستَت دادَم و گفتم که دستم را بگیر
من چه کردم ؛؛که ساطور تورا حس کردم؟
با چَشم تَرَم هَر غَزَلَم را به تو دادم
گِره اَندَرگِره شد وصله یِ ناجور تورا حس کردم
با نگاهم آمدم تا که کمک خواهم زِ تو
افسوس دو چَشم کَر و کُور تورا حس کردم
گم شدم من در میان سوز و درد و اشک و آه
من همان روز اَزَل گور تورا حس کردم
نَرم نَرمَک دل به تو بستم؛؛من از دُور تورا حِس کردم
من شبی صدبار تماشاگَرِ تصویر تو بودم
با شُعله هایِ سَرکِش اَت؛؛تَنور تورا حس کردم
دل به دستَت دادَم و گفتم که دستم را بگیر
من چه کردم ؛؛که ساطور تورا حس کردم؟
با چَشم تَرَم هَر غَزَلَم را به تو دادم
گِره اَندَرگِره شد وصله یِ ناجور تورا حس کردم
با نگاهم آمدم تا که کمک خواهم زِ تو
افسوس دو چَشم کَر و کُور تورا حس کردم
گم شدم من در میان سوز و درد و اشک و آه
من همان روز اَزَل گور تورا حس کردم
- ۶۸۳
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط