{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شنبه شد باده انگور سفارش دادم

شنبه شد باده انگور سفارش دادم
غزلی با دف و تنبور سفارش دادم
تاکه یکشنبه شد از عشق عسل های لبت
وسط مزرعه زنبور سفارش دادم
من به دریای لبت روز دوشنبه زده ام
روی امواج لبت تور سفارش دادم
چه عزیز است سه شنبه که پس از مدت ها
رنگ موهای تو را بور سفارش دادم
عصر چهارشنبه نیا پای قرار دل من
چونکه یک عالمه مامور سفارش دادم
باز پنجشنبه سر قبر غزل ها رفتم
گریه کردم دوسه تا گور سفارش دادم
جمعه ها دست خودم نیست دلم میگیرد
استخوان دردم و ساطور سفارش دادم
دیدگاه ها (۳)

من باغ زمستان زده دارم تو نداریمن خرمن طوفان زده دارم تو ندا...

سیصدو شصت و پنج روزِ غریبرفت و دیگر کسی به یاد تو نیست تو شب...

نکند شعر شوی از لب دفتر به در آیینکند قصه شوی آخر این شب به ...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشودکاش لیلای دگر عاشق مجنون نشود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط