آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
#part83
نیما:با سعید
من:چییی؟
نیما:عجب آدم بیشعوریه من باید از بابام بشنوم میخواد بیاد خاستگاری خواهرممم
من:به هر حال بهتر که باهاش کات کردی اخلاقای بدتو میگرفت بچم
نیما:نفسسس میزنمتاا
مامان:اعع بسه دیگههه
بابا:نه چیکارشون داری تازه بحث گرم شده بود برین سراغ نیمه دوم
من:نه بابا حوصلشو ندارم
نیما:انگار من دارم
مامان محکم کوبید رو میز که شونه های هممون بالا پرید
مامان:خفه شید دیگه
بی صدا صبونمونو خودیم و بلدشدیم که بریم تو اتقامون
مامان:صبر کنید نفس و نیما
بابا:خب من میرم سرکار خوشبگذره بهتون خدافظ
من:بابا نه تورو خدااا
مامان:ساکت شووو
همین الان همو ببوسین
من:مامان بیخیال
مامان:سریععع همو بغل کنید و ببوسید
بزور همو بغل کردیمو بوسیدیم
من:داداش گلمی
نیما:همچنینن ابجی
مامان:معذرت خواهی یادتون نره
من:ببخشید یکم تند رفتم
نیما:شرمنده یکم زیاد زر زدم
مامان:خیلی خب برین نبینم قیافه هاتونو... ..
#part83
نیما:با سعید
من:چییی؟
نیما:عجب آدم بیشعوریه من باید از بابام بشنوم میخواد بیاد خاستگاری خواهرممم
من:به هر حال بهتر که باهاش کات کردی اخلاقای بدتو میگرفت بچم
نیما:نفسسس میزنمتاا
مامان:اعع بسه دیگههه
بابا:نه چیکارشون داری تازه بحث گرم شده بود برین سراغ نیمه دوم
من:نه بابا حوصلشو ندارم
نیما:انگار من دارم
مامان محکم کوبید رو میز که شونه های هممون بالا پرید
مامان:خفه شید دیگه
بی صدا صبونمونو خودیم و بلدشدیم که بریم تو اتقامون
مامان:صبر کنید نفس و نیما
بابا:خب من میرم سرکار خوشبگذره بهتون خدافظ
من:بابا نه تورو خدااا
مامان:ساکت شووو
همین الان همو ببوسین
من:مامان بیخیال
مامان:سریععع همو بغل کنید و ببوسید
بزور همو بغل کردیمو بوسیدیم
من:داداش گلمی
نیما:همچنینن ابجی
مامان:معذرت خواهی یادتون نره
من:ببخشید یکم تند رفتم
نیما:شرمنده یکم زیاد زر زدم
مامان:خیلی خب برین نبینم قیافه هاتونو... ..
- ۱.۲k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط