وان شات archer girl (دختر کماندار)

از زبون مین سو


زنگ تفریح با لیا و سوزی رفتیم سر کلاس این زنگ زنگ ریاضی بود و زنگ بعدش ورزش بود.
رفتیم توی کلاس بعد از چند مین استاد اومد و شروع کرد به درس دادن تو حین درس خوندن اون پسره همش حواسش به من بود و وقتی یهو نگاهش کردم سرشو برگردوند رو به تخته.
دبیر دبیرستان : خوب بچه ها تمرین پای تخته مینویسم حل کنید اولین تمرین و کیم مین سو بیاد حل کنه.

مین سو : چشم استاد

رفتم جلو تخته و مسئله رو حل کردم
دبیر دبیرستان ⇦( اقای جانگ جون_لین)
جونگ لین : افرین درسته برو بشین
مین سو رفتم و نشستم .

جونگ لین : حالا کیم نامجون برا بعدی تو بیا

نامجون : چشم

بعد از من استاد نامجون صدا زد و رفت بالا مسئله بعدی رو حل کرد
جونگ لین : افرین نامجون درست حل کرد حالا برو بشین .

تو همین حین سوزی بلند شد
سوزی : استاد جواب کیم مین سو و کیم نامجون درست نیست و مسئله هم درست نیست ۱/۲ معکوسش ۲/۱ میشه که مساوی با ۱ نه ۱/۱ و این به خاطر سواله تو دومی هم ۳/۲ معکوسش ۲/۳ مساوی ۱ نه ۱/۲

جونگ لین : افرین برای سوزی دست بزنید که غلط رو گرفت 👏👏👏
من و نامجون با تعجب بهم نگاه میکردیم و سوزی پشت من ریز ریز با لیا میخندیدن .
زنگ تفریح خورد من دست سوزی و لیا رو کشیدم بردم حیاط و یدونه لگد زدم به سوزی
مین سو : هوی سوزی خانم حالا زیر اب منم میزنی؟ ببین چه بلایی سرت بیارم
سوزی : مگه چیه خوب من فقط درست اونو گفتم بعدشم تو اون پسره نامجون چرا همش همدیگه رو نگاه میکردین خبریه یه من نمیگی 😂😉😉

مین سو : خفه شو دختره ی....

لیا : حالا بس کنید میگم امروز برا تمرین باید یکی رو به عنوان طراح لباس هامون و پرچم تیم انتخاب کنیما و گرنه نمیتونیم بریم مسابقات ملی

مین سو : وای راست میگی اونوقت زحماتمون به باد میره

سوزی : میگم مربی که گفت خودش یکی رو انتخاب میکنه دیگه چرا نگرانید

لیا : میدونیم اما اگر انتخاب نکنه چی

مین سو : اره لیا راست میگه

سوزی : اونوقت یکی رو از کلاس نقاشی انتخاب میکنیم و بهش پیشنهاد میدیم چطوره؟

مین سو : فکر خوبیه

🔔🔔🔔🔔🔔🔔🔔

لیا : بچه ها زنگ خورد بریم داخل رخت کن بعدش یه کاری می کنیم

مین سو : اوکی

رفتیم رخت من لباس هامونو عوض کردیم و رفتیم تو سال تیر و کمان منتظر مربی شدیم

چند مین بعد

مربی اومد داخل وقتی نگاه کردم دیدم مربی با نامجون وارد سالن شدن و اومد جلو تیم

مربی : سلام بچه ها روزتون بخیر

بچه های تیم : سلام استاد

مربی : خوب بچه ها اگر اماده اید اموزش و شروع کنیم قبلش میخوام ایشون بهتون معرفی کنم ایشون کیم نامجون












دستم شکست لایک کنید ترو خدا
🫠🫠
دیدگاه ها (۰)

بریم برای پارت گذاری ؟لتس گوویو «ا/ت»که همون پسره یعنی استاد...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

پارت ۲۱

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت دوازدهم یک هفته از آخرین باری که ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

پارت ۱۹۸

وقتی استادت بودP:4ویو ا.ت:داشتم غر میزدم زیر لب که یک کاغذ ج...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

عشق میان ما پارت ۳

اجبار به بد بختی پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط