{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلداده ی مولا علی علیه‌السلام

دلداده ی مولا علی علیه‌السلام
هادی ماجرای اقامتش در نجف را اینگونه تعریف کرد:

وقتی رفتم نجف نه پولی داشتم نه کسی رو میشناختم،
زندگی برام خیلی سخت بود.
روز دوم کمی نون خریدم و غذای اونروزم همین شد.
پای درس اساتید رفتم و چندتا استاد خوب پیدا کردم.

چند روز کار من این بود که نون و بیسکویت میخوردم و
در کلاسهای درس حاضر میشدم.
شب ها تو محوطه حرم میخوابیدم، حتی یک بار تو
کوچه ها روی زمین خوابیدم!


از شدت فشار زندگی نمیدونستم چکار کنم،
رفتم حرم مولای متقیان و گفتم:
آقا جان من برای تکمیل دین خودم
به محضر شما اومدم، امیدوارم لیاقت زندگی در کنار
شمارو داشته باشم.
اونطور که خودتون میدونید مشکل من رو برطرف کنید.

مدتی نگذشت که به لطف خدا یکی از مسئولان سپاه بدر،
که از متولیان یک موسسه اسلامی بودن رو دیدم،
و یک منزل مسکونی بزرگ و قدیمی به من دادند.

شرایط یک باره برام آسون شد.
بعد هم به عنوان طلبه تو حوزه نجف پذيرفته شدم.
همه ی اینها چیزی نبود جز لطف خود آقا
امیرالمومنین علیه السلام !

🥀


#شهید_محمد_هادی_ذوالفقاری
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#ساکن_همیشگی_نجف #شیعه #بسیج #بسیجی
#مدافع_حرم_سامرا
#نجف_اشرف
دیدگاه ها (۱)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

... روز بعد کمی نان خریدم و غذای آن روز من همین نان شد. پای ...

در حکایات تاریخی بارها خوانده ام که زندگی در شهر نجف برایطلب...

یا حسین(علیه السلام)...خیلی زندگی واین دنیا برام سخت شده...م...

. یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهرانچون بابا ...

.یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهرانچون بابا ن...

طلب همسر از امام رضا علیه السلام🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍂🍃🍂🍃🍃#داستان_امامان#...

یه نوجوان 16 ساله بود از محله های پایین شهر تهرانچون بابا ند...

#مٺݩ_شب🌃دلم می‌خواست دختر یه کشاورز تو روستا های گیلان بودم....

نمیدونماما وقتی این عکس رو دیدم یاد خاطره قشنگم افتادم....خی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط