آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب،

آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب،


از های و هوی مردم این شهر نا نجیب




آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند،



دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب




آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند


عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب



«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند...


«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب!



باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین..!


آقا اجازه! منتظرند این همه غریب...

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
دیدگاه ها (۱)

جریان نفاق وفاق برای اینکه ثابت کنند حضرت آقا با تفاهم نامه ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p83از راهروی اصلی که گذشتن، جیمین مسیرش ...

نقد فیلم کوتاه «سرریز»

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۲۳ (پایان): سقوطِ امپراتوری ...

رمان انتقام ازدواج کامل

دختر و پارتی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش اول_بدترین دردی که می‌توان...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط