{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد

رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
دیدگاه ها (۱)

هرکس "تو"یی دارد و در تمام روزمرگی هایش به "تو"یی فکر میکند....

سکوت و صبوری مــــرابه حسـابِ ضعف و بی کسی ام نگذارید !دلـــ...

یادمه بچه بودیم تو گذشته‌های دوراون زمان که قلب ما پر بود از...

" دوستت دارم " هایت را بگو ...تو اگر نیازِ گفتن نداریمنسخت م...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود، از هر مژه چون سیل روا...

...تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل رو...

روزی که برفتند حریفان پی هر کارزاهد سوی مسجد شد و من جانب خم...

روزی که برفتند حریفان پی هر کارزاهد سوی مسجد شد و من جانب خم...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

روزی که برفتند حریفان پی هر کارزاهد سوی مسجد شد و من جانب خم...

#شیخ_بهاییروزی که برفتند حـــریفان پی هر کارزاهدسوی مسجد شد ...

رفتم به درِ صومعهٔ عابد و زاهددیدم همه را پیش رُخَت راکع و س...

روزی که برفتند حریفان پی هر کارزاهد سوی مسجد شد و من جانب خم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط