حاج حسین یکتا:

حاج حسین یکتا:
رابطه ما امروز با خدا چه جوریه!
رابطه ما با امام زمان چه جوریه!
فقط امام زمان لقلقه‌ی زبونمونه؟
یا قاطی هستیم!

شهید نیکو کلام از حاج عمران بلند شد اومد جمکران دو رکعت نماز خوند، برگشت رفت شهید شد...
ما دوجا می‌فهمیدیم شهید میشن
یکی #جمکران، نوع گریه و عبادتی که می‌کردن
یکی خدمت آقا #علی_بن_موسی_الرضا که می‌رسیدن...

تا حالا #گریه_انقطاع داشتی!
چیزی که تو جبهه ما رو می‌برد جلو، گریه انقطاع بود
و چیزی که امروز همه‌ی ما رو به زمین سیاه زده، عدم گریه انقطاع.

تو با کدوم اهرم می‌خوای با امام زمان قاطی بشی، #رفیق بشی...
تو با چه نگاهی می‌خوای برای امام زمان کار کنی؟
بین جوونایی تیر خورده‌ی، مجروح شده‌ی، معلول ذهنی و قلبی شده...
و عقولی که یقین داشتن به بعضی از مسائل معنوی و امروز شک دارن و قلوبی که محبت داشتن و امروز بغض دارن...

تو می‌خوای اینارو برای امام زمان شکار کنی!
حاج آقا ول کن، من خودم شکار شدم...
حالا بیا درست کن، ما داریم کجا رو می‌زنیم!!
مگه کسی دیگه داره امام زمان (عج) غیر شما؟
بگو رو کنه...
اگر کسی دیگه آقا داره بگو رو کنه...
اگه بود که میومد...

کسی نیست!!!
گفت ظهر عاشورا امام حسین (ع) دیگه دشمنا رو نمی‌شمرد،
ظهر عاشورا دیگه امام حسین (ع) دوستا رو می‌شمرد
چند تا مونده...
ظهر عاشوراست ببینیم چندتا موندن
کسی نیست بچه‌ها...

امام زمان مضطر
تو مضطری؟!
داری بال بال می‌زنی!
ماها داریم بال بال میزنیم از #غربت_آقا و
ماموریت آقا که زمین مونده...
و دختر پسرای خوبمون که وسط خیابون دارن پر پر میشن؟!!


پ.ن:
۱. ملحق شده‌اند به کاروان عشق
به حسین(ع) و خوشحالند
به آنچه هزار و چند سال پیش شب عاشورایی لبخند را
به چهره‌ی اصحاب ثارالله نشاند...

۲. چنین لبخندی نصیب هممون...
شهید نشیم می‌میریم...

۳. آقا (عج) رو دریابیم...
بال بال بزنیم براش...
مضطر شیم براش...

۴. نسالکم الدعا...

@ya_mahdi_e_fateme
دیدگاه ها (۱)

#چندخاطره🔸بُرش‌هایی از زندگی سردار شهید رضا ابوطالب‌زاده سرا...

یه مدتی بود آقا ابراهیم به خواب کسی نمی‌اومد،خیلی پریشون بود...

•قبل اذان صبح بود.با حالت عجیبیاز خواب پرید و گفت:حاجی خواب ...

محمد زینلی پور Mohammad Zeynalipour

بسیار مهم.میگن نظر شما چیه،دهه فاطمیه ست،عزاداریه،سینه زنیه....

۵ ساعت ضجه در قبرستان برای یک معجزه... ✨​مهم نیست کی هستی یا...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

شیعه ی علی بـودن‌جسـارت‌میخواد🙂• اینکه‌وسط‌یـه‌عده‌بـی‌نمـاز...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط