{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازمستی شعرت جرعه ای سرمیکشم

ازمستی شعرت جرعه ای سرمیکشم
بودنت رادردلم تا مرز باور می کشم

میزنم آتش به جان واژه ها ازسوز غم
شعله ازشیرازه ی جان تابه دفتر میکشم
دیدگاه ها (۱)

با اسم کسی اگر دلی می لرزدحالیست که بر کل جهان می ارزداین حر...

این پرنده با مشتی دانهاهلی هیچ دلی نمی‌شودوقتـی پــــــرواز ...

تو فقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس...

ﺑﺎﻍ ﺍﮔﺮ ﻣﺘﺮﻭڪہ ﺷﺪﺩﻳﻮﺍﺭﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪﭼڪﺎﺭﻗﻠﺐ ﺑﺸڪﺴﺘہ ﺩﮔﺮﺗﻴﻤﺎﺭﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪﭼ...

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲. حَدِّ خشمپروردگارا،...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲. حَدِّ خشمپروردگارا،...

عاشقانه های شبنم

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط