╬◆◆◆╬ ترجمه خطبه غدیر ╬◆◆◆╬
╬◆◆◆╬ ترجمه خطبه غدیر ╬◆◆◆╬
1.ستايش خداى راسزاست كه در يگانگىاش بلند مرتبه و در تنهايىاش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينشاش بزرگ است. بآنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامى آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پايانى نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.
2.اوست آفريننده آسمانها و گستراننده زمينها و حكمران آنها. دور و منزه از خصايص آفريدههاست و در منزهبودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونىبخش آفريدهها و نعمت ده ايجاد شدههاست. به يك نيم نگاه ديدهها را ببيند و ديدهها هرگز او را نبينند. كريم و بردبار و شكيباست. رحمتاش جهانشمول است و عطايش منّتگذار.
3.در انتقام بىشتاب و در كيفر سزاواران عذاب صبور و شكيباست؛ بر نهانها آگاه و بر درونها دانا، پوشيدهها بر او آشكار و پنهانها بر او روشن است.
4.اوراست فراگيرى و چيرگى بر هر هستى. نيروى آفريدگان از او و توانايى بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندى نيست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشَىء، جاودانه و زنده و عدلگستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حكيم.
5.ديدهها را بر او راهى نيست و اوست دريابنده ديدهها. بر پنهانىها آگاه و بر كارها داناست. كسى از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشكار دست نيابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.
6.گواهى مىدهم كه او «اللّه» است؛ همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بىمشاور، فرمانش را اجرا، بىشريك تقديرش را امضا و بىياور ساماندهى فرمايد. صورت آفرينش او را الگويى نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چارهجويى، هستى بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است. پس اوست «اللّه» كه معبودى به جز او نيست؛ همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگرى است كه ستم روا نمىدارد و كريمى كه كارهابه او بازمىگردد. و گواهى مىدهم كه او «اللّه» است كه آفريدگان در برابر بزرگىاش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانايىاش تسليم و به هيبت و بزرگىاش فروتناند. پادشاه هستىها و چرخاننده سپهرها و رامكننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردهى شب را به روز و پردهى روز را - كه شتابان در پى شب است به شب پيچد. اوست شكنندهى هر ستمگر سركش و نابودكنندهى هر شيطان راندهشده. نه او را ناسازى باشد و نه برايش انباز و مانندى. يكتا و بىنياز، نه زاده و نه زاييدهشده، او را همتايى نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بىنياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. اوراست پادشاهى و ستايش. به دست تواناى اوست تمام نيكى. و هموست بر هر چيز توانا.
7.شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نيست؛ گرانمايه و آمرزنده؛ اجابتكنندهى دعا و افزايندهى عطا، بر شمارندهى نَفَسها؛ پروردگار پرى و انسان. چيزى بر او مشكل ننمايد، فريادِ فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.
8.نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.
9.او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مىگويم برشادى و رنج و بر آسايش و سختى و به او و فرشتگان و نبشتهها و فرستادههايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مىگذارم و اطاعت مىكنم و به سوى خشنودى او مىشتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبرى او شايق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايى است كه كسى از مكرش در امان نبوده و از بىعدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمى نيست).
10. و اكنون به عبوديت خويش و پروردگارى او گواهى مىدهم. و وظيفه خود را در آن چه وحى شده انجام مىدهم مباد كه از سوى او عذابى فرود آيد كه كسى ياراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسيار و دوستىاش (با من) خالص باشد - معبودى جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آنچه (دربارهى على) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفهى رسالتش را انجام ندادهام. و خداوند تبارك و تعالى امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.
11. پس آنگاه خداوند چنين وحىام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستادهى ما! آنچه از سوى پروردگارت دربارهى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنهرسالت خداوندى را به انجا
1.ستايش خداى راسزاست كه در يگانگىاش بلند مرتبه و در تنهايىاش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينشاش بزرگ است. بآنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامى آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگىِ او را پايانى نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامى امور به سوى اوست.
2.اوست آفريننده آسمانها و گستراننده زمينها و حكمران آنها. دور و منزه از خصايص آفريدههاست و در منزهبودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونىبخش آفريدهها و نعمت ده ايجاد شدههاست. به يك نيم نگاه ديدهها را ببيند و ديدهها هرگز او را نبينند. كريم و بردبار و شكيباست. رحمتاش جهانشمول است و عطايش منّتگذار.
3.در انتقام بىشتاب و در كيفر سزاواران عذاب صبور و شكيباست؛ بر نهانها آگاه و بر درونها دانا، پوشيدهها بر او آشكار و پنهانها بر او روشن است.
4.اوراست فراگيرى و چيرگى بر هر هستى. نيروى آفريدگان از او و توانايى بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندى نيست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشَىء، جاودانه و زنده و عدلگستر؛ جز او خداوندى نباشد و اوست ارجمند و حكيم.
5.ديدهها را بر او راهى نيست و اوست دريابنده ديدهها. بر پنهانىها آگاه و بر كارها داناست. كسى از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگى او از نهان و آشكار دست نيابد مگر او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.
6.گواهى مىدهم كه او «اللّه» است؛ همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بىمشاور، فرمانش را اجرا، بىشريك تقديرش را امضا و بىياور ساماندهى فرمايد. صورت آفرينش او را الگويى نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چارهجويى، هستى بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است. پس اوست «اللّه» كه معبودى به جز او نيست؛ همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگرى است كه ستم روا نمىدارد و كريمى كه كارهابه او بازمىگردد. و گواهى مىدهم كه او «اللّه» است كه آفريدگان در برابر بزرگىاش فروتن و در مقابل عزتش رام و به توانايىاش تسليم و به هيبت و بزرگىاش فروتناند. پادشاه هستىها و چرخاننده سپهرها و رامكننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردهى شب را به روز و پردهى روز را - كه شتابان در پى شب است به شب پيچد. اوست شكنندهى هر ستمگر سركش و نابودكنندهى هر شيطان راندهشده. نه او را ناسازى باشد و نه برايش انباز و مانندى. يكتا و بىنياز، نه زاده و نه زاييدهشده، او را همتايى نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بىنياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. اوراست پادشاهى و ستايش. به دست تواناى اوست تمام نيكى. و هموست بر هر چيز توانا.
7.شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودى جز او نيست؛ گرانمايه و آمرزنده؛ اجابتكنندهى دعا و افزايندهى عطا، بر شمارندهى نَفَسها؛ پروردگار پرى و انسان. چيزى بر او مشكل ننمايد، فريادِ فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.
8.نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.
9.او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مىگويم برشادى و رنج و بر آسايش و سختى و به او و فرشتگان و نبشتهها و فرستادههايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مىگذارم و اطاعت مىكنم و به سوى خشنودى او مىشتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبرى او شايق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايى است كه كسى از مكرش در امان نبوده و از بىعدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمى نيست).
10. و اكنون به عبوديت خويش و پروردگارى او گواهى مىدهم. و وظيفه خود را در آن چه وحى شده انجام مىدهم مباد كه از سوى او عذابى فرود آيد كه كسى ياراى دورساختن آن از من نباشد هر چند توانش بسيار و دوستىاش (با من) خالص باشد - معبودى جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آنچه (دربارهى على) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفهى رسالتش را انجام ندادهام. و خداوند تبارك و تعالى امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.
11. پس آنگاه خداوند چنين وحىام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اى فرستادهى ما! آنچه از سوى پروردگارت دربارهى على و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنهرسالت خداوندى را به انجا
- ۱.۵k
- ۱۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط