بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
سؤال مهم و مشکل اکثر نوع ما میباشد، لذا پاسخ نیاز به شرح داشت و طولانی شد، اما حوصله کنید و حتماً با دقت مطالعه نمایید .
همین قدرکه اقرار می کنید ناشکر شاکی،لجباز وگناهکار هستید،خودش بارقهای روشن و دروازه امیدی است. امروزه میگویند: شناخت درد، نیمی از درمان است. در ضمن اصلاً به خودتان القا نکنید که از خدا شاکی هستید و از گناه پشیمان نیستید، اگر پشیمان نبودید که ناراحت نیز نمیشدید.
اگر ناراحت و پشیمان نبودید که نمیپرسیدید چه کار کنم؟.
خوب و لازم آن است که وقتی ضعفی در خودمان میبینیم، از خود و ضعفمان نزد او شاکی باشیم، نه این که خود را منزه بدانیم و از او شاکی باشیم. مناجات الشّاکین را جزو دعاهای خمس عشر است، در مفاتیح بخوانیم؛ راه مؤمن این است:
إِلَهِي إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْسا بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِيئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِيكَ مُولَعَةً وَ لِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بِي مَسَالِكَ الْمَهَالِكِ - خدايا از نفسى كه فراوان به بدى فرمان ميدهد به تو شكايت مىكنم، همان نفسى كه شتابنده به سوى خطا،و آزمند به انجام گناهان،و در معرض خشم توست،نفسى كه مرا به راه هلاكت مىكشاند و ... .
الف) - ذکری که معروف به ذکر یونسیه شده است، یعنی همین. یعنی اول آن که انسان بداند که خداوند متعال منزه سبحان از عیب و نقص است و دوم آن که وقتی به ظلمات افتاد، بداند این خودش است که به خودش ظلم میکند و گناه خود را گردن او نیاندازد.
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ -و ذو النون را ياد كن آن دم كه خشمناك برفت و گمان كرد بر او سخت نمىگيريم، پس از ظلمات ندا داد كه پروردگارا! خدايى جز تو نيست، تسبيح تو گويم كه من از ستمگران بودم.(سوره انبیاء آیه 87 )
ب) -مشکل ما و شما و بسیاری دیگر این است که اغلب خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نداسته، فقط بخش دوم را اقرار میکنیم، یعنی گناهکار بودن؛ آن هم چون برایمان بسیار آشکار است که گناه می کنیم. اما نه تنها بخش اول را که تنزیه خداوند متعال است فراموش می کنیم،بلکه او را علت اصلی گناهان خود قلمداد میکنیم،که افترا خودش بدترین ظلم و گناه است.
حال اگر بگوید: بنده من! افترایی که به من نسبت دادی جای خود؛ اما چطور در نعمت هایی که به تو دادم، شاکر من نیستی و گاه گمان میکنی که مصدرش خودت بودی یا دیگران بودهاند، اما تا گناه می کنی، میگویی ؛(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
سؤال مهم و مشکل اکثر نوع ما میباشد، لذا پاسخ نیاز به شرح داشت و طولانی شد، اما حوصله کنید و حتماً با دقت مطالعه نمایید .
همین قدرکه اقرار می کنید ناشکر شاکی،لجباز وگناهکار هستید،خودش بارقهای روشن و دروازه امیدی است. امروزه میگویند: شناخت درد، نیمی از درمان است. در ضمن اصلاً به خودتان القا نکنید که از خدا شاکی هستید و از گناه پشیمان نیستید، اگر پشیمان نبودید که ناراحت نیز نمیشدید.
اگر ناراحت و پشیمان نبودید که نمیپرسیدید چه کار کنم؟.
خوب و لازم آن است که وقتی ضعفی در خودمان میبینیم، از خود و ضعفمان نزد او شاکی باشیم، نه این که خود را منزه بدانیم و از او شاکی باشیم. مناجات الشّاکین را جزو دعاهای خمس عشر است، در مفاتیح بخوانیم؛ راه مؤمن این است:
إِلَهِي إِلَيْكَ أَشْكُو نَفْسا بِالسُّوءِ أَمَّارَةً وَ إِلَى الْخَطِيئَةِ مُبَادِرَةً وَ بِمَعَاصِيكَ مُولَعَةً وَ لِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بِي مَسَالِكَ الْمَهَالِكِ - خدايا از نفسى كه فراوان به بدى فرمان ميدهد به تو شكايت مىكنم، همان نفسى كه شتابنده به سوى خطا،و آزمند به انجام گناهان،و در معرض خشم توست،نفسى كه مرا به راه هلاكت مىكشاند و ... .
الف) - ذکری که معروف به ذکر یونسیه شده است، یعنی همین. یعنی اول آن که انسان بداند که خداوند متعال منزه سبحان از عیب و نقص است و دوم آن که وقتی به ظلمات افتاد، بداند این خودش است که به خودش ظلم میکند و گناه خود را گردن او نیاندازد.
وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ -و ذو النون را ياد كن آن دم كه خشمناك برفت و گمان كرد بر او سخت نمىگيريم، پس از ظلمات ندا داد كه پروردگارا! خدايى جز تو نيست، تسبيح تو گويم كه من از ستمگران بودم.(سوره انبیاء آیه 87 )
ب) -مشکل ما و شما و بسیاری دیگر این است که اغلب خواسته یا ناخواسته، دانسته یا نداسته، فقط بخش دوم را اقرار میکنیم، یعنی گناهکار بودن؛ آن هم چون برایمان بسیار آشکار است که گناه می کنیم. اما نه تنها بخش اول را که تنزیه خداوند متعال است فراموش می کنیم،بلکه او را علت اصلی گناهان خود قلمداد میکنیم،که افترا خودش بدترین ظلم و گناه است.
حال اگر بگوید: بنده من! افترایی که به من نسبت دادی جای خود؛ اما چطور در نعمت هایی که به تو دادم، شاکر من نیستی و گاه گمان میکنی که مصدرش خودت بودی یا دیگران بودهاند، اما تا گناه می کنی، میگویی ؛(ادامه دارد...)
- ۳۱
- ۰۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط