{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو از کوچ مرغای دریا رسیدی

تو از کوچ مرغای دریا رسیدی

تنم شد حریمت، ولی تو ندیدی

خیالت که ساحل فقط ریگ و ماسه ست

به من تکیه کردی، چشامو ندیدی

تو جا موندی از کوچ، تو آغوش گرمم

برات لونه ساختم با شنهای نرمم

نذاشتم بفهمی که غربت چه تلخه

به دریا زدم تا غمامو نفهمم

چه آسون بُریدی! چه آسون ندیدی!

ازین ساحل دور چه آسون پریدی!

حالا یادگارم ازت جای پاته

نگاهم همیشه به یاد نگاته

حالا روزگارم پر از موج و کوچِ

 دل صاف دریا پر از خنده هاته
دیدگاه ها (۴)

تو از کوچ مرغای دریا رسیدیتنم شد حریمت، ولی تو ندیدیخیالت که...

گویا فیروزکوهی شاعر تهرانی

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

پاییز…شعری ست کهدست هاي‌ من و ” تو “قافیه يآخر ان می شودسخت ...

زن‌ها عجیبند...از گلدان، گل می‌سازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...

من و فکر رفتن تو میکشه......#عاشقانه #love #موسیقی #کره #چین...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

آهنگ محکوم با صدای کامران مولایی 👌👌👌👏تقدیم نگاه قشنگتون مهرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط